تبليغاتX
سیاست عقلانی

وضعیت : مخملی ! - این کلمه مخملی را این روزها خیلی میشنویم آخرین مورد استعمالش  هم " حزب مخملی" به ادعای ح.ش در یومیه کیهان است که خبر از تشکیل قریب الوقوع آن داده است.این حزب مخملی (؟!) را قرار است کاندیدای سبز جامه تشکیل دهد و دستور تشکیل آن هم ظاهرا از آن سوی آب(؟!) صادر شده است و اگر این حزب بدون مجوز تشکیل شود [به ادعای کیهان]در واقع چیزی نیست  جز ادامه آتش افروزی های اخیر و تبديل توطئه شكست خورده اخير [ادعای تقلب بزرگ و ایجاد اغتشاشات] به «آتش زيرخاكستر» و حفظ آن به عنوان «يك دمل چركين و نيشتر نخورده» براي آتش افروزي و فتنه انگيزي در آينده که مرحله ديگري از پروژه كودتاي مخملي آمريكايي هاست.فلذا  نام واقعي این حزب «ستون پنجم دشمن» خواهد بود، ترجمان ديگري از «آتش زير خاكستر فتنه» و چاره آن[بنا بر توصیه کیهان]، اين سخن حضرت امير عليه السلام كه چشم فتنه را بايد كور كرد.

دیگر آنکه حزبي كه آقاي موسوي در بيانيه اخير خود از تلاش براي تاسيس آن خبر داده است [حزب مخملی !] نمي تواند[بنا بر استدلال و تجویز کیهان] قانوني باشد [یعنی نباید مجوز بگیرد] زيرا اعضاي اصلي آن نظير ميرحسين موسوي و محمد خاتمي به ارتكاب جرايمي چون قتل انسان هاي بي گناه، برپايي آشوب و بلوا، اجير كردن اراذل و اوباش براي تعرض به جان و مال و ناموس مردم، همكاري آشكار با بيگانگان و ايفاي نقش ستون پنجم آمريكا در داخل كشورمتهم هستند.

برای آگاهی بیشتر : لینک سرمقاله کیهان شنبه 13 تير 1388


نظر دو تن از خوانندگان کیهان امروز نیز چنین است :

¤ از آقاي يزدي كه گفته بودند ديگر صلاحيت آقاي موسوي تاييد نمي شود تشكر مي كنم ولي آقاي موسوي بايد در يك دادگاه صالحه به كليه تخريبها و قتل و غارتهايي كه به بهانه حمايت از وي رخ داده پاسخ دهند.
آراسته

¤ چرا در حالي كه با آمريكا قطع رابطه نموده ايم، اين شهامت وجود ندارد كه با انگلستان قطع رابطه شود؟ مگر انگليس قدرتمندتر از آمريكاست؟ مردم انتظار دارند كه چنين اتفاقي بيافتد. از كيهان هم انتظار مي رود كه به اين مسئله بپردازد و بگويد كه ما هيچ نيازي به رابطه با انگلستان نداريم.
يك هموطن

 

+ نوشته شده در شنبه 1388/04/13ساعت 16:19 توسط بابک.ز |

روز سه شنبه در بخش اخبار ويژه روزنامه کيهان گزارشي انتقادي (يا همان "افشاگري"خودمان)درباره اظهارات محسن مخملباف چاپ شده که خواندن آن خالي از لطف نيست:

يك فيلمساز همكار ستاد انتخاباتي موسوي تصريح كرد آشوب هاي خياباني به بهانه اعلام نتيجه انتخابات، براي سقوط نظام بوده است.
محسن مخملباف كه در اروپا به سر مي برد به دويچه وله آلمان گفت: احتمال وجود دارد كه آقاي موسوي يا كروبي از توقعات عقب بمانند. اين پيكار با حاكميت بود و آغاز پايان نظام و سقوط آن است(!)
وي پس از اين گنده گويي، درباره عقيم ماندن آشوب مذكور گفت: مشكل اصلي فقدان رهبري است. در خارج از كشور خوشبختانه همه متحد شده اند. كاش جريان هاي خارج و نيروهاي سياسي داخل متحد مي شدند. كاش آقاي موسوي مي توانست جريان را رهبري كند... من يك هفته وظيفه خبررساني از سوي ستاد آقاي موسوي را در خارج كشور برعهده گرفتم. البته سخنگوي رسمي نيستم بلكه در موقعيتي خاص وظيفه اي به من محول شد كه انجام دادم.
مخملباف كه چندي قبل تابعيت ايراني خود را رها كرده و به تابعيت فرانسه درآمده است طي روزهاي آشوب- به اصطلاح كودتاي مخملين!- از خارج كشور كار انتشار شايعات و اخبار جعلي براي دعوت به آشوب در پوشش ستاد موسوي را به طور فعال و از طريق رسانه هاي بيگانه برعهده داشت. وي همچنين از سوي برخي اعضاي پارلمان اروپا دعوت شد تا همراه چهره هايي چون شيرين عبادي عليه جمهوري اسلامي سخنراني كند. نامبرده از جمله كساني است كه طي سالهاي اخير به استخدام جريان ناتوي فرهنگي درآمده اند تا در پوشش هاي غيرسياسي (فرهنگي، سينمايي، دانشگاهي و...) جريان ضدانقلابي را سازماندهي كنند. مخملباف كه مورد عنايت ويژه برخي جشنواره هاي غربي قرار دارد چند روز پيش هم از همان خارج كشور در نامه اي خطاب به موسوي نوشته بود: رئيس جمهور موسوي، سكوت نكن، صبر نكن، به ما فرمان بده! مردم را به خانه نفرست! اجازه راهپيمايي نخواه! فرمان راهپيمايي و اعتصاب عمومي بده، فرمان مبارزه بده! نياز مشترك ما فرمان توست! از طرف مردم ايران[؟!]محسن مخملباف.


امروز نیز در بخش کیهان و خوانندگان دو نظر جلب توجه میکند که آن را هم در ذیل می آورم:

¤ جناب آقاي ميرحسين موسوي در تبليغات انتخابات رياست جمهوري خودش را يك فرد انقلابي معرفي كرد. از حوادثي كه ايشان بعد از انتخابات بوجود آورد معلوم شد كه منظورشان از انقلاب انقلاب مخملي بوده كه به دليل هوشياري سران نظام و ملت موفق به تحقق خواسته غيرقانوني و ساختارشكنانه از پيش طراحي شده نشد.
عرب

¤ هر وقت كه آقاي شريعتمداري در كيهان مقاله يا يادداشتي مي نويسد خدا شاهد است كه تا يك هفته شارژ هستيم. به ايشان بفرماييد قلمشان مايه دلگرمي دلسوزان نظام و انقلاب است. بيشتر بنويسيد.
دوربينيان جانباز 70 درصد از مشهد مقدس


توجه:ذکر این دست مطالب به معنای تایید و یا تکذیب انتساب اتهامات روزنامه کیهان علیه افراد مذکور نیست !
+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/11ساعت 1:41 توسط بابک.ز |

اینکه تصور شود در یک طرف 24 میلیون نفر [حامیان احمدی نژاد] و در طرف دیگر 14 میلیون نفر [حامیان دیگر کاندیداها] قرار دارند خطای بزرگی است زیرا آن کسانی که به رئیس جمهور منتخب و همچنین کاندیداهای دیگر رای دادند، همه به یک اندازه دلبسته و معتقد به نظام اسلامی هستند.

هم آن کسانی که اکثریت را بدست آورده اند و هم آن کسانی که موفق به کسب اکثریت نشده اند باید با صبر و بردباری و حفظ ظرفیت لازم، در رفتار و حرکات خود مراقبت کنند.

من از شورای محترم نگهبان و وزارت کشور می خواهم اشکالات مطرح شده، دقیقا بررسی شوند تا شبهه ای باقی نماند و اگر بررسی اشکالات مستلزم شمارش  مجدد برخی صندوق ها بود، این کار نیز حتما با حضور نمایندگان ستادها انجام شود تا برای همه اطمینان بوجود آید.

این تخریب ها و کارهای زشت و بعضی جنایاتی که اتفاق افتاد مربوط به مردم و حامیان نامزدها نیست بلکه مربوط به اخلالگران است و همه باید در مقابل آن بایستند و صریحا اعلام موضع کنند.
مبادا کسی توهم کند که این افراد طرفداران فلان نامزد هستند، این افراد با اصل نظام و آرامش کشور مخالف هستند.

 این افراد طرفدار اغتشاش و تشنج هستند و اگر نتایج انتخابات غیر از این هم می شد، قطعا چنین حوادث پیش می آمد.

*سخنان فوق گزیده ای از بیانات  آیت الله خامنه ای در دیدار با اعضای ستادهای انتخاباتی ۴ نامزد در روز ۲۶ خرداد است.فردا نیز نماز جمعه تهران به امامت ایشان برگزار میشود و روزنامه کیهان این امر را این چنین منعکس کرده است:"تهراني ها چشم به راه نماز وحدت بخش جمعه با آقا - مردم انقلابي و هميشه در صحنه تهران روز جمعه براي چندمين بار مراتب عشق و ارادت و ولايت مداري خود را به نمايش خواهند گذاشت و با حضور در نماز جمعه تهران نماز عشق و ارادت را به امامت رهبر و مقتداي خود برپا مي دارند."

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/28ساعت 15:20 توسط بابک.ز |

دیوان محاسبات کشور با ارسال نامه‌ای به رئیس شبکه سه سیما درباره اظهارات یک نامزد انتخابات دهم ریاست جمهوری مبنی بر مختومه شدن موضوع یک میلیارد دلار عدم واریزی به خزانه در گزارش تفریغ بودجه سال 85 واکنش نشان داد.

به گزارش خبرگزاری مهر، در نامه روابط عمومی و امور بین‌الملل دیوان محاسبات کشور خطاب به رئیس شبکه سه آمده است: به استحضار می‌رساند آقای محمود احمدی‌نژاد نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران در برنامه ویژه انتخاباتی روز چهارشنبه 20 خرداد 88 ساعت 22:45 در بخشی از سخنان خود از مختومه شدن موضوع "یک میلیارد دلار" در تفریغ بودجه سال 85 خبر داد.

در بخش دیگر این نامه می‌خوانیم: ضمن تکذیب مختومه شدن پرونده فوق‌الذکر همچنان که در گذشته نیز تاکید شده است پرونده مورد اشاره برای رسیدگی و صدور دادخواست در مسیر دادسرای دیوان محاسبات کشور مطرح و در حال رسیدگی است و برای صدور رای به هیئت‌های مستشاری و حسب ضرورت محکمه تجدید نظر ارجاع خواهد شد.

در پایان نامه دیوان محاسبات آمده است: پیش از این نیز معاون محترم دیوان محاسبات با صدور اطلاعیه‌ای از رسانه‌ها و نامزدهای محترم انتخابات ریاست جمهوری درخواست کرده بود نتایج حاصل از رسیدگی‌ها و گزارش‌های حرفه‌ای دیوان محاسبات کشور را له یا علیه دیگر نامزدها مورد استفاده قرار ندهند تا دیوان در فضای کارشناسی، قانون و فارغ از التهابات سیاسی موضوعات را پیگیری کند و نتایج حاصل از رسیدگی‌های نهایی را به اطلاع عموم برساند.

منبع:خبرگزاری مهر 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/03/21ساعت 15:33 توسط بابک.ز |

امروز حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان ٬احمدی نژاد را با علی (ع) مقایسه کرده و میر حسین موسوی را با معاویه (!) و میدان مبارزات  انتخاباتی  را با کارزار صفین مقایسه کرده است. بخشهایی از سرمقاله کیهان را در ذیل میخوانیم ٬قضاوت درباره صحت مطالب با خوانندگان:

...اینجا «صفین» است. کسانی که در «بدر» با قرآن جنگیده بودند، اکنون پاره های قرآن را به فریب بر نیزه کرده اند. بوی شکست به مشامشان خورده بود. پس باید به چیزی متوسل شوند که برای جماعت مسلمان قابل احترام باشد. چه باک که خود به آن اعتقادی ندارند! وقتی با پاره های قرآن می توان به جنگ «روح قرآن» رفت، درنگ چرا؟! حیله کارگر افتاد. کسانی از سپاه علی(ع) دست از جنگ کشیدند  و مالک از کنار خیمه معاویه بازگردانده شد. مثل امروز که نظام اسلامی با به کارگیری گفتمان امام و انقلاب در قوه اجرایی، حاکمیت اشراف و رانت خواران را با خطر جدی روبرو کرده است. اگر این روال و این نسخه ادامه پیدا کند... این بار، اما شال های سبز را واسطه کرده اند. می گویند نشانه سیادت است و راست می گویند، اما اگر به همین منظور وارد معرکه کرده اند چرا بر دست و سر و مچ کسانی آویخته اند که سید نیستند! این که چه هستند؟ بماند! بسیاری از آنها نمی دانند در کدام میدان به بازی گرفته شده اند. نگوئید چرا بعضی ها را با معاویه و عمروعاص مقایسه می کنید. در مثل مناقشه نیست و این ترفند از آن روی که ترفند است با آنچه در صفین اتفاق افتاد یکی است. مگر وقتی گفته می شود فلان کار شیطانی است به معنای آن است که  انجام دهنده آن شیطان است؟! اینجا هم سوءاستفاده از شال سبز،  با آنچه در صفین اتفاق افتاد شباهت دارد. نه این که فلانی و فلانی- خدای نخواسته- با معاویه و عمرو عاص قابل مقایسه باشند، که به یقین نیستند....

...علی که آن پسرک یتیم را بر پشت خود سوار می کرد، نیمه شب برای محرومان نان و خرما به دوش می کشید. از اندوه آن دخترک فقیر به ملامت خویش می نشست. چهره به آتش تنور نزدیک می کرد و می گفت: بسوزان! و سوزندگی آتش دوزخ را به یاد پسر ابوطالب بیاور ... بسیاری در آن روزگار به فریب معاویه که از دمشق به کوفه می رسید و زبان به زبان در دهان خواص آلوده به چرب و شیرین دنیا می چرخید، فریفته شدند...
امروز هم، انگار همان شیپور فریب که در آن می دمند، مبارزه با مفسدان اقتصادی را «مانع سرمایه گذاری»  می دانند، کوتاه کردن دست غارتگران از بیت المال را بداخلاقی! می نامند، نشست و برخاست با توده های مردم را حرکت «پوپولیستی» معرفی می کنند، هزینه بیت المال برای محرومان را فریب انتخاباتی! قلمداد می کنند و...
 
در بخش دیگری از روزنامه کیهان آمده است :
ستادهای میرحسین موسوی برای اولین بار در طول تاریخ رقابت های انتخاباتی و صد در صد تحت تاثیر الگوی انقلاب های رنگین در کشورهای آسیای میانه «رنگ سبز» را به عنوان نماد کاندیداهای خود برگزیدند و از آنها خواستند خود را برای راه اندازی یک موج سبز در کشور آماده کنند. کیهان در نخستین روز اعلام این خبر آن را اقدامی مخملی خواند و اعضای ستاد موسوی در پاسخ گفتند که اقدامی مذهبی انجام داده اند نه مخملی بی آنکه بگویند اگر رنگ سبز مربوط به سادات است چرا باید همه مردم سبزپوش شوند از جمله تعدادی از افراد حامی موسوی که اساسا اعتقادی به این قبیل امور ندارند!؟
+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/03/20ساعت 15:37 توسط بابک.ز |

مقاله نویس سایت بازنویس مطلبی دارد در حمایت از محسن رضایی که او را رقیب جدی احمدی نژاد میداند.(بنده در این که رضایی وزنه ای در میان کاندیداها باشد تردید دارم چراکه او گرچه اصولگرا است ولی محبوبیت احمدی نژاد را ندارد ) و اما مقاله:

سخنان معقولانه و آينده نگرانه محسن رضايي در مناظرات و نطق هاي تلويزيوني اقشار وطيف هاي  مختلفي از گروه هاي اجتماعي را به سمت رضايي كشانده است(گر چه میزان آن مجهول است)
حاميان  دولت در برخورد با رضايي در اين مرحله  حساس دو مسئله دارند: اول اينكه محسن رضايي از جنس اصلاح طلبان نيست تا حمايت خاتمي وپيروان او را در بر داشته باشد و به بي ديني و وطن فروشي متهم شود و قرار باشد  سابقه اصلاح طلبان را در هشت سال حكومتشان جوابگو باشد و دوم آنكه نمي شود به رضايي  بي احترامي كرد چرا كه عموم مديران كنوني زماني تحت مديريت وي در جنگ قرار داشتند و وي سردار دفاع از كشور لقب گرفته است لذا هر بداخلاقي و بي احترامي نسبت به وي توهين مستقيم به همه ارزش هاي اصولگرايي سياسي است .
لذا رقباي دولتي رضايي براي مقابله با اين شخصيت دو كار عمده را انجام خواهند داد . يكي اينكه وي را در زمان جنگ مقصر جلوه دهند و او را متهم به زمینه سازی برای پذيرش قطعنامه صلح نمايند و ديگراينكه وي را نيروي هاشمي بخوانند كه به فرمان وي براي شكستن آراي احمدي نژاد به ميدان آمده است، كه البته هر دوي اين روش هاي تخريبي محكوم به شكست است چرا كه اولا متون تاريخي و حتي تاريخ شفاهي ما نشان مي دهد كه رضايي در پيشبرد جنگ چه نقشي داشته و در پايان جنگ نيز چه موضعي داشته است و اصرار وي براي تامين مايحتاج و لوازم دفاع  در اواخر جنگ خود گواهي بارز بر اين نظر است و دوم آنكه هر فردي كه از شخصيت رضايي  خبر داشته باشد مي داند كه غرور وي و نحوه ارتباط وي با هاشمي در وضعيتي  است كه هيچگاه تحت نظر و به توصيه  افراد وارد كارزار مهم انتخابات نمي شود.

[مدیر وبلاگ:باید اضافه نمود که این حرفها در حد گمان است و باید منتظر مناظره رضایی و احمدی نژاد ماند تا میزان صحت این ادعا ها مشخص گردد]

لینک اصلی یادداشت در سایت بازنویس

* ذکر این نوع مطالب به قصد اطلاع رسانی است و نه جانبداری

+ نوشته شده در یکشنبه 1388/03/17ساعت 14:39 توسط بابک.ز |

این مقاله در واقع نگاهی است تحلیلی بر تردید رای دهندگان اصلاح طلب در گزینش کاندید نهایی (فارق از آنکه نگارنده اصلاح طلب است یا اصولگرا و یا ملغمه ای از هردو ! ) و مطلب سهیل سروش نیا در وبلاگش با عنوان :"ممکن است به موسوی رای بدهم اما مطمئنا به روش گوسفندی این کار را نمیکنم! " که در انجا ابتدا منش گوسفندان گرامی (!) را توضیح داده و سپس گفته :"ممکن است به موسوی رای بدهم ولی اگر هم به چنین جمع بندی برسم به هیچ عنوان تنها و تنها به توصیه شخص خاتمی اکتفا نخواهم کرد" و اینکه "رای میدهم و رای من یکی از دو گزینه کروبی یا موسوی خواهد بود ".

به نظر من چندین عامل باعث بوجود آمدن این واکنش شده است :

۱-چون اکثر گروههای اصلاح طلب و شخص آقای خاتمی  از میر حسین موسوی دفاع و حمایت میکنند پس همه کسانی که گرایشات اصلاح طلبانه دارند مکلف به رای دادن به ایشان اند و مثلا باید شال سبز سیدی بیندازند و ...

 ۲- آقای موسوی بناچار باید با دیگر نامزد اصلاح طلب یعنی کروبی رقابت کند که بر خلاف گذشته اینبار برخی خطوط قرمز را رد کرده و صراحتا خواستار تغییر در حوزه های گوناگون شده است (بدون قضاوت در مورد اینکه در اجرای وعده هایش موفق خواهد بود یا نه)و در این صراحت لهجه گوی سبقت را از موسوی ربوده است و افرادی مانند سروش را نیز به حمایت از خود واداشته است(بدون قضاوت در مورد اینکه این حمایت ها اصلا مفید هست یا نه).

 ۳-آقای موسوی نشان داده که میخواهد این تصور را در عامه مردم بوجود اورد که من اصولگرای واقعی هستم یا در واقع من نمونه اوریجینالم و احمدی نژاد کپی است و مثلا من مدیریتم را در زمان جنگ ببیید( که ادعا میشود خوب بوده) و مقایسه کنید با برخی نابسامانی های فعلی مانند نرخ تورم ۲۵ درصد و .... و خوب همین مورد بالاخره موجب روگردانی عده ای از رای دهندگان اصلاح طلب از وی خواهد شد اگر چه شاید در نهایت همینان به وی رای بدهند.

۴-کروبی با وعده های مشخصی مانند واگذاری سهام نفت وتقسیم سود آن و اصلاح آیین نامه های فرا قانونی و اصلاح قوانین تبعیض آمیز در مورد زنان و.... آمده است و گرچه میر حسین هم از جمع گشت ارشاد سخن گفته ولی باید دید پایگاه اصولگرایی وی تا چه حد به او اجازه این کار را میدهد و برای نمونه در فیلم وی این قبیل سخنان منعکس نشد.

۵-به نظر من در مورد محسن رضایی نیز رای دهندگان اصلاح طلب غفلت کرده اند چرا که ایشان هم به شدت خواستار تغییر وضع موجود است و برنامه ای به ادعای خود جامع هم دارد که اگر طرفداران مردمی  اصلاحات بخواهند انتخابی هوشمندانه داشته باشند باید برنامه او را هم بدقت بررسی کنند و اگر منصفانه هم ببینیم حضورش در صدا و سیما از دیگر کاندیداها غیر پوپولیستی تر بوده است.

۶- نهایتا اینکه رای دادن هوشمندانه در این دوره سخت است البته برای کسانی که خواستار ادامه وضع موجود با سبک مدیریتی و شعار های احمدی نژاد هستند خیلی راحت است چون یک گزینه بیشتر پیش رویشان نیست (گرچه همین منش قابل احترام و تامل است)ولی کسانی که خواستار تغییر وضع موجود هستند اعم از اصلاح طلبان و اصولگرایان تحول خواه کار برایشان دشوار است. به امید آنکه مناظره ها به این تردید ها پایان دهند.

+ نوشته شده در دوشنبه 1388/03/11ساعت 16:13 توسط بابک.ز |

امروز مطلبی از یکی از هواداران شیخ مهدی کروبی را خواندم که او با آوردن چند مثال از جرات و جسارت او تمجید نموده و آن را عامل برتری او نسبت به سایر کاندیداها دانسته است ٬ اما سوال این است که ایا این مورد برای برتری او کفایت میکند ؟ من که گمان نمیکنم او رای کافی را بیاورد یادداشت را با هم میخوانیم که برگرفته از سایت عصر ایران است.

 

مهدی کروبی ، بی هیچ تردیدی ، شجاع ترین کاندیدای این دور ه از انتخابات ریاست جمهوری  و البته ، از صریح اللهجه ترین سیاستمداران امروز ایران است و این در حالی است که پیشبرد امور کشور در شرایط کنونی ، به شدت نیازمند شجاعت و صراحت است.
بی هیچ رودربایستی باید گفت که حل مشکلات بر هم انباشته شده ایران امروز ، با تعارف و احتیاط و محافظه کاری میسر نیست که اگر مقدور بود ، جامعه ما ، اکنون مدینه فاضله ای می شد که جهانیان در حسرت گرفتن اجازه اقامت در آن می بودند!
واقعیت این است که پنهانکاری ، احتیاط اندیشی ، عافیت جویی و معامله گری ، از اجزای لاینفک نظام مدیریتی کشور در طول سال های بعد از اتمام جنگ بوده است و نتیجه نیز همینی است که می بینیم و می بینید.
مهدی کروبی اما نشان داده است که شجاعت لازم را برای مواجهه با نابسامانی ها و ناهنجاری ها را دارد .
به عنوان مثال ، او تنها سیاستمداری است که جرأت کرد نامه تند و انتقادی هشدارآمیز به فرمانده ستادکل نیروهای مسلح بنویسد و آن را در روزنامه ها علنی کند ؛ این در حالی است که بقیه سیاستمداران جرأت چنین ریسکی را ندارند و تنها به غر زدن های درون گروهی بسنده می کنند زیرا آنها بر خلاف مهدی کروبی ، به این مثل قدیمی باور دارند که "آدم ترسو سر سلامت به مقصد می برد" .
شاید گفته شود که نامه نگاری های بی پروای کروبی به افرادی مانند فیروزآبادی ، ضرغامی ، شریعتمداری و ... و نیز اتخاذ مواضع شجاعانه از سوی وی ، کارکرد انتخاباتی دارد و هنگامی که او بر مسند نشست ، خبری از این رویکردها نخواهد بود و او نیز به وضع موجود قناعت خواهد کرد و با صاحبان قدرت ، خواهد بست.
البته چنین ذهنیتی ، ریشه در واقعیت های سیاسی جامعه دارد و کسانی که چنین تردیدهایی را مطرح می کنند ، پر بیراه هم نمی گویند زیرا حافظه تاریخی ملت ایران از این گونه موارد آکنده است.
برای این که بدانیم کروبی نیز چنین خواهد بود یا نه ، بهترین ملاک ، بررسی عملکرد او در گذشته است چه آن که او ، اصلاح طلب تازه به دروان رسیده ای نیست که هیچ کارنامه ای نداشته باشد و صرفاً بخواهد با تکیه بر شعار و احساساتی کردن فضا ، برای خودش وجهه ای دست و پا کند.
هر چند کروبی در جبهه اصلاحات به اندازه ای صاحب سابقه و اعتبار است که همه او را به عنوان " شیخ اصلاحات" قبول دارند ، اما درباره شجاعت او و این که در موارد نیاز از خودش نیز هزینه می کند ، می توان به عنوان مشتی نمونه خروار به ماجرای دستگیری یکی از نمایندگان مجلس اصلاح طلب ششم و واکنش کروبی به آن اشاره کرد.
در آن ماجرا ، لقمانیان ، نماینده همدان ، به دلیل اظهاراتی که خوشایند برخی جریان های قدرت نبود ، بازداشت شد و به حکم قضایی به زندان افتاد.
کروبی که رئیس مجلس بود ، می توانست ، به ابراز تأسف لفظی - مانند خیلی های دیگر - بسنده کند و برای این که به خاطر یک نماینده با قوه قضاییه درگیر نشود ، به این کلیشه متوسل شود که دستگاه قضایی دارای استقلال است و از این قبیل حرفها!
اما کروبی ، قاطعانه از نماینده مجلس دفاع کرد و خواستار آزادی او نشد و هنگامی که قوه قضاییه زیر بار نرفت ، به تحصن انفرادی دست زد، بدین گونه که از مجلس خارج شد و تهدید کرد که تا زمان آزادی او ، دیگر بدانجا باز نخواهد گشت.
این حرکت ، که در تاریخ جمهوری اسلامی بی نظیر بود ،کارگر واقع شد و رئیس قوه قضاییه طی نامه ای به رهبری ، آزادی لقمانیان را پیشنهاد کرد و نهایتاً این اتفاق هم افتاد و کروبی به مجلس بازگشت.
با همه احترامی که برای آقای خاتمی قائلم ، معتقدم که اگر او فقط یک پنجم شجاعت و جسارت کروبی را داشت ، کار اصلاحات بدین جا نمی کشید.
 اکنون نیز اصلاحات و مدیریت کشور، به فردی شجاع و نترس نیاز دارد که اهل تعارف و معامله نباشد و الا اوضاع بهتر از این نخواهد شد.
نکته بعدی ، تیم قدرتمند کروبی است .
بدیهی است که رئیس جمهور به تنهای کشور را اداره نخواهد کرد بلکه مدیریت اجرایی کشور، بر اساس کار گروهی خواهد بود.
نگاهی به کاندیداهای چهار گانه بیندازید:نتیجه تیم احمدی نژاد را که همه می بینیم و البته کسانی که آن را می پسندند ، لابد به ایشان رأی خواهند داد و رأی شان هم صد البته محترم است.
میر حسین موسوی نیز به دلیل آن که از عمر آخرین تیمش 20 سال می گذرد و طی این دو دهه طولانی کار اجرایی نکرده ، فاقد تیم کاری است.
محسن رضایی هم تا کنون تیمی معرفی نکرده و تنها کسی که در گروهش شناخته شده محسوب می شود، داوود دانش جعفری است که زمانی وزیر اقتصاد احمدی نژاد بود.
اما نگاهی به تیم مهدی کروبی نشان می دهد که با تجربه ترین تیم اجرایی کشور در اختیار اوست که از آن جمله می توان به محمد علی نجفی(رئیس پیشین سازمان مدیریت و برنامه ریزی) ،سید عطاء الله مهاجرانی(وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی)، غلامحسین کرباسچی(شهردار موفق تهران) ، سید محمدعلی ابطحی(معاون وقت خاتمی) و دهها چهره سیاسی و اجرایی دیگر اشاره کرد.
بدیهی است که چنین تیمی بهتر از تازه واردان و کسانی که می خواهند "آزمون و خطا" آغاز کنند و کار یاد بگیرند، می تواند کشور را اداره کند.
نکته مهم این است که هر کدام از این شخصیت ها که عمدتاً این توانایی را دارند که خود کاندیدای ریاست جمهوری شوند ، حتماً در کروبی نیز عرضه و توان ریاست جمهوری را دیده اند که اعتبار و ابروی سیاسی خود را در اردوگاه او متمرکز کرده اند.
از نظر مدیریتی نیز باید منصفانه گفت که کروبی کارنامه قابل قبولی دارد. بدون این که در این باره ادعایی نمایم ، پیشنهاد می کنم از کارکنان بنیاد شهید بپرسید که در طول این 30 سال ، مدیریت کدام یک از رؤسای این مجموعه ، قوی تر بوده است؟
همچنین مقایسه کنید بین مدیریت مجلس ششم با مدیریت دو مجلس بعدی یعنی مجلس هفتم به ریاست حداد عادل و مجلس هشتم به ریاست علی لاریجانی.
مخلص کلام آن که سه ویژگی "شجاعت" ، " داشتن تیم قوی" و "قدرت مدیریت" ، نیازهای راهبردی کشور ماست که هر سه این ها در شخص کروبی جمع است.
نکته پایانی آن که بسیاری می گویند "همه این ها درست و ما هم قبول داریم که کروبی بهترین گزینه موجود است ولی او که رأی نمی آورد، بنابر این برای این که رأی مان هدر نرود به کاندیدای دیگری مانند میر حسین موسوی رأی می دهیم."
در پاسخ باید گفت که اگر واقعاً کسی را شایسته تر از بقیه می دانیم ، جفای به جامعه و فرزندانمان است که فرد دیگری را برگزینیم .
همچنین ، به جای منفعل شدن و رأی انفعالی ، آیا عاقلانه تر نیست دلایل مان را برای دیگران نیز تشریح کنیم و به جای آن که بر خلاف عقیده خود رأی دهیم ، بکوشیم دیگران را به انتخابی که صلاح کشورمان است ، ترغیب کنیم؟
باور کنید همین انفعال ها و در سطح ماندن هاست که ما را گرفتار وضع حاضر کرده است.
گذشته از همه این ها ، آیا واقعاً می توان در جامعه بسیار پیچیده ایران به دقت نتیجه را پیش بینی کرد و گفت چون فلانی رأی نمی آورد یا می آورد پس باید چنین کنیم و چنان؟!
مگر در انتخابات گذشته ، تا سه چهار روز مانده به روز رأی گیری ، کسی برای احمدی نژاد شانس پیروزی متصور بود؟
بنابر این ، اگر واقعاً به بهتر بودن کروبی باور داریم ، می توانیم با نوشتن نام او بر برگه های رأی ، در انتخاباتی که به احتمال قوی به دور دوم می کشد ، امیدوار بود که دهمین رئیس جمهور ایران ، مردی خواهد بود که قرار است با شجاعت و تیمی قدرتمند ، قوه مجریه را مدیریت کند تا اوضاع جامعه بهتر از وضع موجود شود و مگر جز این می خواهیم؟!

 

یادداشت امیرحسین ایرانی در حمایت از مهدی کروبی

+ نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/30ساعت 14:0 توسط بابک.ز |

چهار سال پيش و در آستانه تبليغات رياست جمهوري محمود احمدي نژاد رييس جمهور محترم كنوني انتقادات جدي را نسبت به دولت قبل مطرح مي نمود ٬مقایسه کنید با انتقاد هایی که امروز صورت میگیرد. برخي از نقدهاي چهار سال پيش احمدي نژاد عبارتند از :
1- متأسفانه امروز هزينه مديريت در كشور ما خيلي بالاست و بيش از 60 درصد اعتبارات ما صرف هزينه‌هاي جاري دولت مي‌شود كه بيشتر آن هم صرف مخارج مصرفي‌ مي‌شود.
2- مراكز علمي، فرهنگي و ديني اصيل ما مورد غفلت قرار گرفته‌اند و متأسفانه در سالهاي اخير شاهد آثار اين غفلت بوده‌ايم.
3- امروزه متأسفانه 80 درصد صنعت در اختيار دولت قرار دارد. امروز اين كه فرصت‌ها بايد در اختيار مردم قرار گيرد، به خصوصي‌سازي و آن هم به فروش اموال دولتي تعبير شده و قطعاً با خصوصي‌سازي واقعي كه همان آزاد شدن انرژي مردم است، مغايرت دارد.
 
4- من پس از مطالعه و تحقيق و بررسي همه جانبه به اين نتيجه رسيدم كه كشور را بسيار بهتر از وضع موجود آن مي‌توان اداره كرد و به همين دليل تصميم گرفتم وارد عرصه انتخابات شوم و به نفع كسي نيز كنار نخواهم رفت.
5- عليرغم زحمات مديراني كه در طي سالهاي گذشته مسئوليت اجرايي كشور را برعهده داشته‌اند، چون تلاشهاي آنها با محور عدالت انجام نپذيرفته است شاهد گسترش فقر و فساد و تبعيض بوده‌ايم.
6- در چند سال اخير افراد تحت پوشش كميته امداد و بهزيستي روز به روز در حال افزايش بوده‌اند آيا اين وضعيت حاكي از آن نيست كه دامنه فقر و تبعيض روز به روز بيشتر شده است؟
7- اينكه يك كارمند عاليرتبه 20 برابر يك كارمند معمولي حقوق مي‌گيرد حاكي از افزايش شديد فاصله طبقاتي است و با اين روند نمي‌توان به چشم‌انداز مطلوب 20 ساله رسيد.
8- افرادي هستند كه به خاطر ارتباطات خود در سيستم اداري كشور از امتيازات ويژه‌اي برخوردارند و در اين ميان بعضي‌ها اصلاً به وجود تبعيض اعتقاد ندارند، قطعاً بايد اين گونه گريز‌گاهها را بست تا عدالت برقرار شود.
9- صدها ميليارد تومان از پول بيت‌المال صرف خريد ساختمانهاي مجلل دستگاهها در تهران شده است كه بسياري از اين ساختمانها غيرضروري است و با فروش آنها و خريد ساختمانهاي ارزان‌تر در شهرستانها، هم بازدهي امور بيشتر مي‌شود و هم منابع مالي براي رفع مشكلات جوانان و مردم فراهم مي‌آيد.
10- امروز متأسفانه با وجود خدمات دولت و هزينه كردن‌هاي بسيار، كشور دچار فقر، فساد و تبعيض است.
11- اگر دولت پول ندارد، سازمانها و شركتهاي دولتي، هزينه برجهاي دهها ميليارد توماني را از كجا تأمين مي‌كنند و چرا سالانه دهها ميليون دلار از بودجه عمومي براي سفرهاي خارجي هزينه مي‌شود. ما منابع به اندازه كافي در اختيار داريم اما از آنها به طور مناسبي استفاده نمي‌شود.
12- مگرنه اين است كه دولت آتي بايد نقايص و نقاط ضعف دولت‌هاي گذشته را برطرف كند پس چرا با طرح موضوع انحرافي نامزدها، به صورتي زيركانه فضا و فرصت نقد دولت را از اين مردم سلب كردند.
13- تورم مهار گسيخته!!! اقتصادي فشار سنگيني را بر مردم وارد مي‌كند و اين در حالي است كه به نظر مي‌رسد دولت از آثار اين تورم مصونيت دارد و همه‌ آسيب‌ها متوجه مردم است، زيرا شركت‌ها و سازمان‌هاي دولتي گران‌ترين ساختمان‌هاي شمال تهران را خريداري مي‌كنند و خاصه خرجي از كيسه بيت‌المال نيز به يك رويه‌ عادي در نظام اداري و اجرايي تبديل شده است.
14- اصلاح امور، مبارزه با فقر و فساد و پيشرفت كشور، بدون حضور مردم، امكان‌پذير نيست فقط با اداره، دفتر و دستك، نمي‌توان كاري از پيش برد.
 
منبع : سایت بازنویس
 
* ذکر این نکته بجاست که وبلاگ سیاست عقلانی هوادار شخص خاصی در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری نیست و نقل مطالب از دیگر سایتها صرفا به قصد اطلاع رسانی صورت میگیرد به امید آنکه وبلاگ نقش کوچکی را در تنویر افکار داشته باشد .
+ نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت 20:34 توسط بابک.ز |

همزمان با برپایی نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، ارگان انصار حزب الله با انتقاد از مسوولان این نمایشگاه به خاطر آنچه تبدیل نمایشگاه کتاب به محلی برای نمایش آخرین مدل های آرایش و مانتوهای کوتاه با آستین نیمه نامید، مدعی شد که فرهنگ بی حیایی حرف اول نمایشگاه کتاب امسال تهران شده است.
یالثارات الحسین در این باره در متنی به طنز و کنایه نوشت: "در نمایشگاه کتاب امسال با یک تیر دو نشان بزنید!
به همت مسوولان برگزار کننده بخش جنبی نمایشگاه کتاب به نمایشگاه آخرین مدل های آرایش زنانه، دخترانه، شب حنابندان، پاتختی، نامزدی و ...[زفاف (!)]... اختصاص یافت! شما می توانید به صورت رایگان در نمایشگاه کتاب از جدیدترین مدل های مانتوهای تنگ مدل غواصی، مانتوهای کوتاه با آستین نیمه، روسری های روی شانه، مانتوهای یقه باز و هر چیز دیگری که "دلتان" بخواهد بازدید کنید!
تلاش عزیزان دست اندر کار امسال حقیقتا به بار نشست! نمایشگاه کتاب یک مکان کاملا فرهنگی است! به خصوص که در حریم جایی به نام مصلی نیز تشکیل شده است! فرهنگ بی حیایی و فرهنگ بی غیرتی حرف اول نمایشگاه کتاب است!
بچه ها متشکریم!"

منبع : تابناک


+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/24ساعت 23:16 توسط بابک.ز |