دن پلش-گاردين، 15 دسامبر 2007
شواهد حاکي است که پرزيدنت بوش قصد دارد جنگ با ايران را هم در فهرست پيروزي هايش در عراق و افغانستان قرار بدهد و بعد از سخنراني شگفت انگيز و جنگ طلبانه روز جمعه بلر در پليموت، همه نشانه ها گوياي اين نکته است که توني بلر اگر همچنان در موقعتي باشد که بتواند نيرو هاي ارتش را به ميدان بفرستند، مشتاق پيوستن به او است.تيم راسل خبرنگار شبکه ان بي سي، بعد از ملاقات با رئيس جمهور اعلام کرد:«در طبقات بالاي کاخ سفيد، يک حس قوي وجود دارد که ايران دارد با سرعت زياد، تبديل به معضل بزرگي در کشور و در دنيا مي شود». اين نکته از آنجا ناشي مي شود که بوش نيروهايي به خليج فارس فرستاده است که ربطي به جنگ با عراق ندارد. اين شامل موشک ضد موشک پاتريوت، ناو هواپيمابر و کشتي هاي حامل موشک هم مي شود.بسياري از تحليلگران نظامي، اين آرايش نظامي را نشانه اي از جنگ قريب الوقوع با ايران مي دانند. موشک هاي پاتريوت براي سرنگون کردن موشک هاي ايران است. نيروي دريايي آمريکا، در کنار کشتي هاي انگليس، براي پيشدستي کردن دربرابر دخالت ايران در تردد نفتکش ها در تنگه هرمز، تعليم ديده اند. رئيس جمهور آمريکا که بيش از حد به توصيه هاي گروه مطالعاتي عراق، بيکر- هميلتون، در مورد جنگ درعراق گوش داده بود، اين بار به امريکن اينترپرايز و نئو کان ها گوش خواهد داد. بخصوص که افتضاح عراق، باعث شده بود که نئوکان ها در حاشيه قرار بگيرند.مفهوم سياسي آنچه درون کاخ سفيد و خيابان داونينگ مي گذرد، برداشت مي شود، اين است که ما در جنگي به جديت جنگ حهاني دوم قرار داريم. جان بولتون زماني که مي خواست مشکلات آمريکا در عراق را تشريح کند، آن را با مثال جنگ با ژاپن در پرل هاربور مقايسه مي کرد.دونالد رامسفلد و امريکن اينترپرايز، استراتژي تغيير رژيم در ايران را درنظر داشتند که حمله زميني را مد نظر نداشت. سلاح هاي کشتار جمعي عمليات نظامي گسترده اي را طلب مي کند و نمي تواند به حمله به تعدادي کارخانه اسلحه سازي محدود شود. اين حمله بايد شامل محدود کردن ضد حمله و استفاده از بمب هايي باشد که بتواند بيش از 10 هزار نقطه را در اولين روز جنگ، هدف قرار بدهد و نيروي هوايي ويژه اي که بتواند هرچه از اين تاسيسات باقي مانده است را نابود کند.بعد از آن، آمريکا به اين اميد که آيت الله ها را با قدرتي محلي در ايران تعويض کند، از تغيير رژيم حمايت خواهد کرد. دولت هاي آمريکا و انگليس امروز حامي گروه هايي هستند که به دنبال فدراليسم هستند. اين هم يکي ديگر از حقه هاي نئوکان ها است، اما مسئله اصلي نيست. واداشتن ايران به حل مشکلات داخلي اش باعث مي شود تا نتواند در مناطق ديگر فعاليت داشته باشد.بوش گفته است که شبکه هاي ايران و سوريه را در عراق نابود خواهد کرد. ممکن است اين گفته شامل نيروي نظامي مقتدي صدربشود، اما به نظر مي رسد که هدف اصلي سپاه بدر، ساخته ايران، است که لباس پليس عراق را به تن کرده است. در جنوب، رفتن نيروهاي انگليسي به فرودگاه بصره، بيشتر شبيه به آماده باش براي جلوگيري از ضد حمله شيعه ها است تا تحويل دادن قدرت به دولت عراق.جان نگروپونته، مدير سازمان امنيت ملي آمريکا، توضيح داد که تهديد حمله حزب الله به اسرائيل، بزرگترين مانع حمله آمريکا به ايران بود. با وجود اينکه حزب الله از لحاظ سياسي با مقاومت در برابر اسرائيل به يک پيروزي يزرگ دست پيدا کرد، اما لطمه زيادي خورد.به نظر مي رسد که رژيم ايران، آماده برخورد است، شايد گمان مي کند که آمريکا بلوف مي زند. ماه آينده، ايران بي اعتنا به تحريم هاي سازمان ملل، تکميل چرخه سوخت هسته اي اش را جشن مي گيرد. انتظار مي رود که بوش و بلر از جهانيان سوال کنند که براي جلوگيري هولوکاست ديگري عليه يهوديان، چه خواهند کرد. بلر در سخنراني اش در پليموت به ما گفت که ما نمي توانيم جنگ هايمان را انتخاب کنيم. شايد او بيش از آنچه ما متوجه شديم، به ما گفته باشد.
هدف من از ایجاد چنین وبلاگی چه بود ؟ چرا سیاست عقلانی و نه عنوانی دیگر ؟ مخاطبینم چه کسانی اند ؟ اینها سوالاتی هستند که همواره ذهن مرا به خود مشغول میکنند.خوب به خود پاسخ میدهم هدفم ترویج اعتدال درنگاه سیاسی مخاطبینم بوده.پس شاید بتوان گفت "عقلانیت سیاسی"عنوان مناسبتری بوده ولی اگر توجه کنیم که عنوان مذکور وبلاگ را مرتبط با فلسفه سیاسی مینمایاند دست از این ادعا خواهیم برداشت.اما آیا بنده خود انسان عاقلی هستم ؟ یا اصلا عقلانیت در سیاست به کدام معنا ست ؟ آیا سیاست مداری را پیدا میکنید که بگوید من غیر عقلانی رفتار میکنم؟ من بینش و تدبیر با حداقل دخالت احساسات را عقلانیت میدانم و عاقل بودن خود رانیز پیش فرض میگیرم و خلاف این را محتاج به اثبات میدانم. مخاطبینم را نیز در سطح خود تعریف کرده ام.این که وبلاگ را موفق بخوانم یا نه؟ نیز نیاز به معیار دارد که معیار موجهی را نتوانستم پیدا کنم پس یاری کنید مرا !
اما انگیزه من از ایجاد این وبلاگ این بود که همواره دوست میداشتم یک روزنامه نگار بشوم اما این موقعیت تا حال نصیبم نشده لذا به گونه ای بلاگری بنده را تا حدی ارضاء میکند ! گاهی خودم مینویسم ولی بیشتر از یادداشت های دیگر نویسندگان استفاده میکنم.اینجانب حقیقت را امری چند وجهی میدانم و معتقدم ما وقتی با دیدگاه های گوناگون و متعارض روبرو میشویم حقیقت برایمان آشکار میشود حتی من معتقد به این هستم که ما انسانها جاعل حقیقتیم و نه کاشف آن.لذا بنده تا به حال دیدگاه های گوناگون از حسین شریعتمداری گرفته تا ابراهیم یزدی و ... را در این وبلاگ منعکس کرده ام .البته معتقدم جناب زید آبادی نیز تا حدی متمایل به غرب قلم میزنند ولی با این حال ایشان را از تحلیلگران منصف میدانم.
اگر خدا بخواهد می خواهم در آینده ای نزدیک تغییراتی در نحوه ادامه کار وبلاگ بدهم . پس منتظر بمانید ...!
با آنکه آيت الله خمينی در وصيت نامه خود برای خاندان سعودی "لعنت ابدی" درخواست کرده بود، اما مقام های ايرانی، پس از فوت او اين بخش از وصيت نامه را به کلی ناديده گرفتند و در جهت بهبود روابط خود با عربستان حرکت کردند.
از دوستی تا رقابت، تاثير دو رييس جمهور
سعودی ها از به قدرت رسيدن آقای خاتمی و برنامه های داخلی و خارجی او به گرمی استقبال کردند و امير عبدالله وليعهد وقت عربستان برای نشان دادن علاقه خود به ظهور دولت آقای خاتمی در کنفرانس سران اسلامی در تهران شرکت کرد.
روابط تهران و رياض در دو دور رياست جمهوری محمد خاتمی در مجموع گرم بود تا اينکه در تير ۱۳۸۳ محمود احمدی نژاد در ايران زمام امور را به عهده گرفت.
سعودی ها در برابر پيروزی آقای احمدی نژاد موضعی محتاطانه اتخاذ کردند، اما ظاهرا سياست دولت جديد ايران در باره مساله فلسطين و اصرار رئيس جمهور ايران به بازگشت به شعارهای اوليه انقلاب، سعودی ها را نگران کرد.
نگرانی سعودی ها از سياست ايران در خاورميانه بخصوص در جريان جنگ اسراييل و حزب الله لبنان در تابستان گذشته جدی تر شد. آنان حرکت حزب الله در به اسارت گرفتن دو سرباز اسراييلی را که منجر به آغاز جنگ ۳۴ روزه شد، اقدامی ماجراجويانه و با اشاره دولت ايران تلقی کردند، اقدامی که به زعم آنان، بخشی از تحرکات ايران برای تسلط بر منطقه به شمار می رفت.
از آن پس روند بی اعتمادی بين ايران و عربستان تشديد شد به گونه ای که نواف عبيد يکی از مشاوران امنيتی دولت سعودی طی مقاله ای در يک روزنامه آمريکايی با اين ادعا که ديدگاههای شخصی خود را مطرح می کند، نسبت به گسترش نفوذ ايران در عراق هشدار داد و تهديد کرد که دولت عربستان به عنوان حامی مسلمانان سنی در برابر جنگ فرقه ای در عراق ساکت نخواهد نشست.
در اين ميان، برنامه اعتراضی حزب الله لبنان و متحدانش برای ساقط کردن دولت فواد سينيوره نخست وزير لبنان نيز مزيد بر علت شد و سعودی ها را متقاعد کرد که دولت آقای احمدی نژاد در صدد قطع نفوذ عربستان و ديگر اعراب در لبنان و فلسطين برآمده است.
ظاهرا مجموع اين شرايط، زمينه را برای ائتلاف احتمالی عربستان با قدرت های غربی به منظور مهار ايران آماده کرده و همين مساله آغازگر دور تازه ای از خصومت بين دو کشوری شده است که روزی سفير ايران در رياض انها را دو بال جهان اسلام می ناميد.
احمد زيدآبادی
کارشناس مسايل سياسی ايران وخاورمیانه ------------------- bbc persian
برای خواندن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
....بخشي از مردم جامعه ما با توجه به روحيه سازگاري منفعل نه خلاق ايراني تصميم گرفتند بخش قدرتمند حاکميت را در برابر بخش قدرتمند ديگر تقويت کنند. در سازگاري منفعل، عامل اثباتي رو به جلو در کار نيست، مانند مشارکت در حرکت مردم در مقاطعي خاص در تاريخ معاصر. نهضت ملي کردن، انقلاب بهمن 1357 هـ.ش تا دوم خرداد 1376 هـ.ش که البته اين مشارکت ها و حرکت ها داراي اهميت يکساني نيستند. روحيه سازگاري منفعل وجه بارز انتخابات اخير است که بخشي از واجدين شرايط با شرکت خود در انتخابات به ترتيب به گرايش مصباحي در مجلس خبرگان و گرايش حاميان دولت در انتخابات شوراها «نه» گفتند و در همين انتخابات ميزان آراي باطله شهر تهران در حدود 250 هزار راي گفته مي شود که خود رقمي بسيار قابل تامل است. يعني از هر هشت راي، يک راي باطله بوده است. اما اين «نه» به حاميان دولت برخلاف دوم خرداد 1376، اسفند 1377 و 26 بهمن 1378، راي تمايل به اصلاح طلبان نبود بلکه راي به نيروهايي بود که مردم مي پندارند مي توانند در برابر جريان تندرو مقاومت کنند. در آراي داده شده به هاشمي رفسنجاني در مجلس خبرگان اقبال به شخصي که با توجه به قدرت خود مي تواند در کشمکش با گرايش مصباح يزدي ايستادگي کند مورد تامل است. حدود 500 هزار تک راي به هاشمي نشان دهنده اين واقعيت است که بخشي از طبقه متوسط به دلايل عقب زدن گرايش تندرو به گرايش معتدل تر راي داده اند. اين تمايل فاقد وجه اثباتي است و بيشتر نوعي واکنش دفاعي در مقابل جريان تندرو است.
...به نظر مي رسد که شکست ليست رايحه خوش خدمت، رويه تکراري در سنت سازگاري منفعل ايراني است که آراي سلبي به طرف قدرتمند مقابل است. چنين حالتي وقتي مي تواند مفيد باشد که جامعه در مرحله بعدي به سازگاري خلاق روي بياورد يعني مخالفت با حاکميت يکدست، به روال اثباتي متوسل شود. براي اين کار به جريان مورد اعتماد شناخته شده نياز است. به نظر مي رسد که براي ايجاد سازگاري خلاق هر جامعه مي بايد انتخابات گذشته و تجربه هشت ساله اصلاحات را عميق تر نقد کرد. بايد توجه داشت که اتفاق مهمي به نفع دموکراسي در ايران نيفتاده است. مگر اينکه توافقات اصلي ميان دموکراسي خواهان در جامعه رخ دهد. چنين رخدادي به عوامل گوناگون نياز دارد. ولي نکته مهم رخ نموده که همان مخالفت مردم با شعارهاي متوهم و برنامه هاي غيرعملي است.
منبع :روزنامه کارگزاران - تقی رحمانی (متن کامل در ادامه مطلب)
نتيجه انتخابات شوراهای شهر و روستا که شکست طيف وابسته به آقای احمدی نژاد را به همراه داشت، در واقع نشان داد که توده مردم نيز به تدريج از عملکرد وی مايوس شده اند و اين روند می تواند در صورت وخيم تر شدن اوضاع اقتصادی ايران بر اثر تحريم های بين المللی در سال ۲۰۰۷ميلادی تشديد شود.
....به نظر می رسد سفرهای استانی در جلب توجه نظر توده مردم به کارهای دولت بی تاثير نبوده است، اما عملی نشدن بسياری از وعده های رئيس جمهور برای توسعه استان های حاشيه ای و محروم ايران، در بلند مدت احساسی از ناتوانی دولت در انجام وعده های خود در بين بخشی از مردم ايجاد کرده است.
.......وی از يک سو با ادامه بحث ضرورت محو اسراييل از صحنه روزگار، هولوکاست را افسانه دانست و بدين ترتيب حساسيت شديد دولت های غربی و مجامع يهودی جهان را عليه خود برانگيخت و از ديگر سو، با ارسال نامه هايی به سران کشورهای بزرگ جهان از جمله جورج بوش رئيس جمهور آمريکا و آنگلا مرکل صدر اعظم آلمان، نشانه هايی از علاقه خود برای بهبود روابط ايران و جهان غرب ارسال کرد.ظاهرا از آنجا که مضمون نامه ها غير ديپلماتيک و مغاير با اظهارات رسمی آقای احمدی نژاد بود، سران غرب از دادن پاسخ رسمی به آنها خودداری کردند.
....با توقيف شرق، ساير مطبوعات غير حکومتی ايران وارد مرحله ای بی سابقه از خودسانسوری شدند، ولی با اين همه، از فشارهای دولت آقای احمدی نژاد در امان نماندند.
برگرفته از سایت بی بی سی فارسی---برای خواندن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
توجه :نقل مطالب سایتهای دیگر در وبلاگ سیاست عقلانی به منزله تایید آن نیست !
اعدام صدام عملی بیفایده
در ابتدا صراحتا بگویم که به عنوان یک ایرانی از اعدام صدام خوشحال نیستم چرا که
منافع ملی ما حکم میکرد که تا زمانی که دادگاه به تهاجم صدام به ایران وعواقب وخسارات
آن رسیدگی نکرده حکم نهایی را درباره وی صادر واجرا نمیکرد و همینک به نظر میرسد
که جبران خسارت دهها میلیارد دلاری ایران به ابدیت پیوسته !نمی دانم این هلهله رسانه های
وطنی درباره این واقعه کدام توجیه عقلانی را همراه دارد ! مطمئنا افراد و خانواده هایی که به
هرترتیب در جنگ متحمل خسارات مادی ومعنوی شده اند اگر قسمتی از خساراتشان جبران
میشد خوشحالیشان صد چندان میشد پس بهانه خوشحالی این قشر هم توجیه مناسبی نیست.
از طرف دیگر اینکه برخی این واقعه را سبب عبرت مستبدین و ظالمین عالم میدانند محل اشکال
است چرا که تاکنون از این نوع مجازاتها کم نبوده لکن عبرتی نیز در کار نبوده ! همچنین قدرت
آنچنان چشم این نوع افراد را میبندد که امکان عبرت گرفتن را نیز از دست میدهند تازه اگر عبرت بگیرند باید از قدرت کنار بروند یا به صورتی دموکراتیک و عادلانه حکومتشان را ادامه دهند کهدر هردو صورت امکان باز پس گیری قدرت برایشان تقریبا محال است .پس زهی خیال باطل !وانگهی اگرمنظور برخی عبرت گرفتن دولتمردان امریکای به اصطلاح جهانخوار! است که بایدگفت همین امریکاییها بودند که موجب شدند صدام به سزای اعمالش برسد پس ........
در مورد ناآرامیهای عراق نیز باید گفت که صدام تا کنون نیز عامل تعیین کننده ای نبوده که همینک مرگ او به ثبات این کشورکمکی کند .
پيروزی دموکرات ها در انتخابات ميان دوره ای آمريکا وجهه جرج بوش را تضعيف کرد.

تيم ملی فوتبال ايتاليا در مسابقات جام جهانی امسال که در آلمان برگزار شد به مقام اول رسيد. اما صحنه ای که در خاطر همه ماند ضربه سر زين الدين زيدان بازيکن تيم فرانسه در مسابقه فينال بود که منجر به اخراج او در آخرين بازی دوره حرفه ای اش شد.

ايران همچنان به دنبال راه سوم
در پی تصويب طرح تجديد نظر ايران در روابطش با آژانس بين المللی انرژی اتمی از سوی مجلس شورای اسلامی و تأييد اين مصوبه توسط شورای نگهبان، شورای عالی امنيت ملی ايران از تشکيل کميته ای به منظور تعيين روابط جمهوری اسلامی با آژانس خبر داده است.روند فوق نشان می دهد که بر خلاف توصيه برخی محافل افراطی متنفذ در هيئت حاکمه ايران مبنی بر خروج اين کشور از پيمان منع گسترش تسليحات هسته ای (ان پی تی)، مجموعه نظام سياسی در شرايط حاضر قصد ندارد در واکنش به تصويب قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت سازمان ملل عليه برنامه های اتمی و موشکی جمهوری اسلامی، دست به اقدام تندی بزند.در واقع نمايندگان مجلس شورای اسلامی که پيش از اين تهديد کرده بودند که در مقابل هرگونه تحريم ايران، خواستار قطع همکاری جمهوری اسلامی با بازرسان آژانس بين المللی انرژی اتمی خواهند شد، در مصوبه خود صرفاً خواستار تجديد نظر دولت در روابطش با آژانس شدند، بدون آنکه وارد محتوای روابط جديد با آژانس شوند.به سخن ديگر، نمايندگان مجلس بدون ملزم کردن دولت به اقدام خاصی در برابر آژانس بين المللی، توپ را به زمين دولت پرتاب کردند تا خود در اين باره تصميم بگيرد.به نظر می رسد مجلس شورای اسلامی با مصوبه کلی خود از سويی خواسته است تا در مورد وعده های قبلی اش منفعل ظاهر نشود و از سوی ديگر مسئوليت عواقب هر گونه تجديدنظر در روابط ايران با آژانس را به دوش دولت بيندازد.اين در حالی است که دولت نيز به نوبه خود، مسئوليت اصلی را در زمينه هدايت برنامه اتمی ايران و مسائل ديپلماتيک ناشی از آن به عهده ندارد و شورای عالی امنيت ملی تصميم گير اصلی در اين مورد است.از همين رو، پيش از اينکه دولت محمود احمدی نژاد امکان يابد که در باره اقدامات خود برای عمل به مصوبه مجلس اظهار نظر کند، علی لاريجانی دبير شورای عالی امنيت ملی از تشکيل کميته ای برای تعيين روابط تازه ايران با آژانس خبر داده است، کميته ای که مشخص نيست تصميم گيری آن تا چه مدت به درازا می کشد.به عبارت روشنتر، نظام سياسی ايران تصميم گرفته است که در مواجهه با شرايط تازه پس از تصويب قطعنامه ۱۷۳۷ شورای امنيت سازمان ملل، به شيوه گذشته خود در برابر فشارهای جهانی ادامه دهد، بدين صورت که نه در مقابل خواست قدرتهای بزرگ و سازمان ملل تسليم شود و نه به طور ناگهانی دست به اقدامی زند که سبب اوج گرفتن سريع بحران گردد.از آنجا که اين نوع رفتار سبب کاهش فشارها يا حل بحران هسته ای ايران نخواهد شد، به نظر می رسد که با گذشت زمان، جمهوری اسلامی بيش از پيش مجبور به انتخاب قاطع بين مصالحه يا مقابله کامل با شورای امنيت سازمان ملل خواهد شد.ظاهرا مسئولان ايرانی اميدوارند که روند تحولات منطقه خاورميانه، بخصوص آنچه در عراق، لبنان و فلسطين جريان دارد، آمريکا را به تجديد نظر در سياست خود در برابر ايران وادار سازد و فرصت تازه ای برای گفتگوی بی قيد و شرط دو کشور همراه با انعطاف در مواضع واشنگتن نسبت به برنامه هسته ای ايران ظهور کند.اما اين اميدواری به نظر می رسد زمينه های عينی اندکی داشته باشد، چراکه ظاهراً ايالات متحده و شرکايش به جای آنکه در صدد جلب همکاری ايران برای مهار بحرانهای خاورميانه از طريق ارائه امتياز به اين کشور باشند، مهار ايران را به عنوان سرآغاز حل و فصل ساير بحرانهای خاورميانه در دستور کار خود قرار داده اند.بدين لحاظ، اگر جمهوری اسلامی بخواهد بر ادامه برنامه هسته ای خود پافشاری کند، حتی اگر دست به اقدام غيرمنتظره ای هم نزند، به رويارويی تمام عيار با شورای امنيت يا قدرتهای بزرگ جهانی کشيده خواهد شد.با توجه به موارد فوق، به نظر می رسد که واقعبينانه ترين راه پيش روی جمهوری اسلامی برای حل بحران اتمی خود بازگشت به ديپلماسی دوران رياست جمهوری محمد خاتمی باشد.در آن دوره، هيئت مذاکره کننده ايرانی به منظور اعتمادسازی با جهان خارج، با تعليق عمليات غنی سازی اورانيوم در تأسيسات هسته ای ايران موافقت کرد.هيئت مذاکره کننده ای که بعد از به قدرت رسيدن محمود احمدی نژاد شکل گرفت، با متهم کردن هيئت پيشين به انفعال و "وادادگی" در برابر غرب، تصميم به ازسرگيری غنی سازی اورانيوم گرفت، با اين ادعا که نظام بين الملل را در برابر عمل انجام شده قرار خواهد داد و به پذيرش برنامه اتمی ايران متقاعد خواهدکرد.اما اينک روشن شده است که نظام جهانی، برنامه اتمی ايران را برنمی تابد، بنابراين، تصميم گيران کنونی ايران يا بايد به روند رويارويی تا آخرين مراحل آن ادامه دهند يا اينکه به ديپلماسی دولت پيش از خود بازگردند.
مجلس شورای اسلامی ايران فوريت طرحی را تصويب کرده که در صورت تصويب نهايی، عوامل اصلی توليد، تکثير، انتشار و توزيع آنچه "آثار مستجهن از زن ايرانی" خوانده شده به مجازات اعدام محکوم می شوند.
نمايندگان مجلس سه روز پيش از تصويب فوريت اين طرح نيز نامه ای برای رئيس قوه قضائيه ايران فرستاده و از او خواسته بودند دستور دهد تهيه کنندگان و توزيع کنندگان تصاوير "مبتذل و مستهجن" هر چه زودتر محاکمه و به شديدترين مجازات محکوم شوند. قانونگذاران ايران در حالی خواهان اعدام تهيه کنندگان و توزيع کنندگان تصاوير ويدئويی حاوی صحنه های عريان يا هماغوشی جنسی زنان ايرانی اند که به گفته سخنگوی قوه قضائيه ايران، نوزده نفر در ارتباط با تهيه و پخش اين تصاوير دستگير شده اند که برای سيزده نفر از آنان کيفرخواست صادر شده و قرار است محاکمه آنان بزودی آغاز گردد. از ميان اين سيزده نفر، دادستان تهران برای هفت نفرشان خواهان مجازات اعدام شده و آنان را به تجاوز به عنف و اشاعه فحشا متهم کرده است.اينکه طرح مجلس عليه پخش کنندگان تصاوير حاوی صحنه های هماغوشی جنسی تنها تصاوير زنان ايرانی را در بر می گيرد گويای حساسيت قانونگذاران و مقامات ايرانی به روند رو به افزايش تصاوير ويدئويی است که با وجود محدوديتهای قانونی جدی همچنان در داخل ايران توليد و توزيع می شود.حساسيت مقامات ايرانی به اين پديده بويژه پس از آن برانگيخته شد که لوحهای فشرده رايانه ای (سی دی) حاوی تصوير ويدئويی هماغوشی يک زن و مرد ايرانی در اين کشور پخش شد و به شبکه اينترنت نيز راه يافت.اين تصاوير به زهرا اميرابراهيمی، بازيگر سريال تلويزيونی "نرگس" نسبت داده شد اما خانم اميرابراهيمی بشدت اين ادعا را رد کرد.پيش از آنکه نمايندگان برای اعمال شديدترين مجازات ممکن برای تهيه و توزيع کنندگان تصاوير ويدئويی برهنگی يا هماغوشی جنسی زنان ايرانی طرحی تدوين کنند مقامات قضائی ايران تصريح کرده بودند که تهيه و توزيع کنندگان اين تصاوير را مفسد فی الارض می شناسند که در قانون مجازات اسلامی برای آن مجازات اعدام تعيين شده است.بدين ترتيب طرح مجلس در واقع اقدامی در حد روشنگر و تفسيرکننده قانونی است که قضات ايرانی پيشتر نيز با اتکا به آن می توانستند تهيه و توزيع کنندگان تصاوير ويدئويی را که مستهجن می دانستند به اعدام محکوم کنند.طرح مجلس همچنين اصلاح قانونی است که سيزده سال پيش با عنوان "قانون مجازات اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعاليتهای غيرمجاز می کنند" از تصويب مجلس گذشته بود.در صورت تصويب نهايی اين طرح، علاوه بر تهيه و توزيع کنندگان تصاويری که مستهجن خوانده می شوند، کسانی که با استفاده از اين تصاوير و با تهديد به افشا يا انتشار اين تصاوير، افرادی را که در اين تصاوير به چشم می خورند مجبور به عمل جنسی با خود کنند، تجاوز کننده به عنف محسوب می شوند و به اعدام محکوم می گردند. در صورتی که اين تصاوير برای انتقام گيری يا تحت فشار قرار دادن افرادی برای صرف نظر از حق خود يا طرح شکايت مورد استفاده قرار گيرد، نيز آن گونه که در طرح مجلس آمده، مرتکبان چنين اقدامی بايد به به ۷۴ضربه شلاق، ده سال محکوميت از حقوق اجتماعی و دو تا پنج سال زندان محکوم شوند. کسانی که قربانی چنين جرائمی شوند نيز می توانند از دادگاه بخواهند مجرم را به جبران ضرر و زيان آنان وادارد و در صورتی که دختر باکره ای قربانی اين گونه جرائم شود، مرتکب يا مرتکبان جرم به پرداخت مبلغی معادل پنج برابر مهريه رايج دختران ايرانی محکوم می شوند.
تحریم ایران و چشم انداز تاثیرات داخلی آن
سرانجام پس از دو ماه چانه زنی قدرتهای بزرگ جهان با یکدیگر، قطعنامه تحریم ایران در شورای امنیت سازمان ملل با اجماع آرای 15 کشور عضو شورا به تصویب رسید.
واقعیت این است که هرگونه تحریم بین المللی حتی اگر محدود به حوزه های مشخص فنی و تسلیحاتی باشد، اثر روانی ملموسی بر رفتار اقتصادی ایرانیان و شرکای تجاری آنها در خارج خواهد گذاشت، به همین سبب، مجموعه نظام علاقه ای به گسترش تحریم ها ندارد
چنین به نظر می رسد که تحریم ایران، بر دامنه مشکلات اقتصادی ایران بیفزاید و دولت آقای احمدی نژاد هم بخواهد این مشکلات را به منتقدان خود بویژه در داخل حکومت نسبت دهد. چنین وضعی قاعدتا به نزاع در درون جناح های حاکم دامن خواهد زد، نزاعی که سرنوشت آن قابل پیش بینی دقیق نیست، اما نتیجه آن می تواند ایران را به یکی از دو راه رویارویی تمام عیار با جهان غرب و یا حل بحران از طریق مسالمت آمیز هدایت کند.