تبليغاتX
سیاست عقلانی

منظور من از طرح تشکیل جبهه باورمندان به نظریه انقلاب اسلامی مداوم (جبهه ناب انقلابی)ارائه یک نظریه حذفی نبود بلکه اساسا هدفم توصیف یک وضعیت به وجود آمده در کشوربود که هر روز هم بیشتر تثبیت می شود (توجه داشته باشید که اینجا حذفی صورت نمیگرد بلکه وفادار از غیر وفادار تمیز داده میشود وهیچکس هم نمیتواند یک عنصر وفادار را حذف کند).به جد معتقدم این جبهه بزودی تشکیل میشود و دیگر جایی برای جریانهای ساختار شکن (احزاب و یا طیف های منحرف از آرمانهای انقلاب و نظام اسلامی ونافی چارچوب های قانون اساسی خصوصا اصل ولایت فقیه ) نخواهد بود و در عوض معتقدین به ساختارجواز ورود به نظام را پیدا میکنندآنچنان که نویسنده کیهان مینویسد :"اتفاقي كه رخ داده اين است كه نيروهاي سياسي در ايران در يك تقسيم بندي كلان به دو گروه «معتقد به ساختار» و «ساختارشكن» تقسيم شده اند. اصولگرايان در تحليل هاي عمومي سياست داخلي ايران همواره جزو نيروهاي معتقد به ساختار طبقه بندي شده اند -و اين چيز جديدي نيست- اما نكته مهم اين است كه در جبهه اصلاحات هم، اكنون مرزبندي عميق و جدي ميان كساني كه معتقدند ساختار فعلي نظام جمهوري اسلامي ظرفيت كافي براي فعاليت سياسي را در اختيار نيروهايي با گرايش ها و سليقه هاي مختلف مي گذارد پس بايد به آن وفادار ماند و در مقابل نيروهايي كه اولويت خود را ساختار شكني قرار داده اند، به وجود آمده و به تعبيري مي توان گفت اصلاح طلبان ساختارگرا در حال فاصله گذاري شفاف با ساختارشكنان و بسا تلاش براي حذف آنها هستند." و شاید لب کلام نیز همین باشدکه نویسنده کیهان درهمان مقاله آورده است: "در همه كشورهاي جهان تنها كساني اجازه حضور در بازي سياست را مي يابند كه مجموعه اي ثابت و معين از چارچوب ها را پذيرفته و التزام خود به آنها را ثابت كرده باشند. در ايران و خصوصا در سال هاي پس از دوم خرداد 76 اين قاعده كاملا ساده و معقول اندكي مخدوش شده بود و در مقاطعي كساني اجازه ورود به درون نظام را يافتند كه با اصل نظام و مباني آن مسئله داشتند و از كنار هيچ فرصتي براي ساختارشكني بي تفاوت نمي گذشتند. همان ها كه همهمه آنها زماني حتي كسي چون محمد خاتمي را هم بيمناك كرد كه چرا از درون اردوگاه اصلاحات صداي دشمن شنيده مي شود. امروز اما جامعه سياسي ايران به آن درجه از بلوغ و عقلانيت رسيده كه تندرو ها و ساختارشكنان را طرد كند و ضمنا مطمئن باشد نيروهاي انقلاب با هر ميزان از اختلاف سليقه اجازه رقابت و گردش آزادانه قدرت را خواهند داشت. آنچه اصولگرايان آن را خط قرمز خود مي دانند ميدان يافتن چهره هاي ساختارشكن و حد نشناس است و الا كيست كه نداند نظام جمهوري اسلامي پس از احراز شرط «التزام به ساختار» آزادانه ترين انتخابات ها را برگزار كرده و همواره به نتيجه آن وفادار مانده است. " 

به نظر اینجانب این نگاه بروز ترین و واقعی ترین نگاه به وضعیت سیاسی کنونی کشور است.اگر مخالفی وجود دارد لطفا نظرش را در قسمت نظرات منعکس کند.

+ نوشته شده در سه شنبه 1386/11/30ساعت 0:51 توسط بابک |

امروز در سرمقاله کیهان سخنی را دیدم که با آنچه قبلا متذکر شدم مطابقت داشت وآن مطلب هم اینکه : "حلقه افراطي جبهه اصلاحات ناگزير بايد همين روزها تاكتيك فرار به جلو را كنار بگذارد و درباره آينده سياسي خود تصميم بگيرد: ماندن در حلقه نظام اسلامي و برخوردار شدن از همه مواهب آن كه البته بدون اثبات قابل اطمينان اين نكته كه آقايان ديگر سوداي بازي كردن نقش «دشمن در خانه» را ايفا نخواهند كرد امكان ندارد و يا خارج شدن از جرگه ياران نظام و پيوستن به دشمن كه اگرچه خسارتي متوجه نظام اسلامي نخواهد كرد اما براي خود آنها حامل بزرگترين خسارتي خواهد بود كه در عمر سياسي خويش متحمل شده اند."

واما نکاتی که من از این مطلب برداشت کردم بدین شرح است :

۱-منظور از  ماندن در حلقه نظام اسلامي چیزی جز ماندن درحلقه انقلابیون (باورمندان به نظریه انقلاب اسلامی مداوم )نمی تواند باشد چرا که چیزی باید باشد که یاران نظام را به هم پیوند دهد و آن همان تصور ذاتی ایدئولوژیک و دائمی (اصولگرایی) برای انقلاب اسلامی است.

۲-عدول کنندگان از نظریه مذکور جایی در نظام اسلامی ندارند چون اینان بازیگرنقش «دشمن در خانه»خواهند شد و وجودشان ضررش بیش از منفعت شان خواهد بود.پس در واقع نویسنده کیهان ایشان را دعوت میکند تا به صف نیرو های وفادار به نظام و انقلاب  (باورمندان به نظریه انقلاب اسلامی مداوم ) بپیوندند وگرنه کنار گذاشته خواهند شد.

 

                  دیدار جمع کثیری از مردم تبریز در آستانه سالروز قیام 29 بهمن     

۳-طیف معتدل اصلاح طلبان نیز به این نکات واقف شده اند ومسیر خود را از اصلاح طلبان امریکایی جداکرده اند وسعی کرده اند به جبهه باورمندان به نظریه انقلاب اسلامی مداوم بپیوندند و سخنانی ایرد کرده اند که چندین سال بود نشنیده بودیم برای نمونه سخنگوي ستادائتلاف اصلاح طلبان گفت: اصلاح طلبان ولايت فقيه را به عنوان يك اصل و ميراث و دستاورد امام(ره) قبول داشته و همواره به آن پايبند بودند و مصداق آن هم مقام معظم رهبري هستند كه به عنوان ولايت فقيه مورد قبول همه اصلاح طلبان در سراسر كشور قرار دارند.وآنچنان که نویسنده کیهان در ادامه مینویسد :" اصلاح طلبان معتدل دريافته اند كه مثل هر نظام سياسي ديگر در دنيا، اگر به چارچوب هاي جمهوري اسلامي پاي بند باشند، اين نظام امكان رقابت با ساير گروه هاي سياسي درون خود را تمام و كمال براي آنها فراهم مي كند".

۴- با این تفاسیر تشکیل جبهه ناب انقلابی (جبهه باورمندان به نظریه انقلاب اسلامی مداوم ) در آینده نزدیک دور از ذهن نیست و دیگر عرصه بر نیروهایی که ناخالصی دارند (متمایلین به طرح امریکایی انقلاب مخملین ) تنگ تر و تنگ ترخواهد شد.

+ نوشته شده در یکشنبه 1386/11/28ساعت 17:2 توسط بابک |

در ادامه ذکر چند نکته را شایسته می دانم : ۱-منظور از نظریه انقلاب اسلامی مداوم این است که ما برای انقلاب مبتنی بر این نظریه "تاریخ انقضا" قائل نیستیم وبه بیانی دیگر نمیگوییم "دوران این حرفها [انقلابی گری]گذشته!" بلکه قائل به ذاتی ایدئولوژیک و دائمی(اصولگرایی) برای انقلاب هستیم و اصولگرایی نیز اینچنین است که ما بر ارزش های اصیل انقلاب اسلامی همچون عدالت گستری و اجرای شریعت (اسلام فقاهتی) پایفشاری کنیم و هر جا انحراف دیدیم خواهان اصلاح اوضاع شویم (اصلاح طلبی حقیقی) وتا زمانی که این ارزشها به طور کامل محقق نشده انقلابی بودن موضوعیت دارد و باید با کسانی که این نظریه را قبول ندارند  مرزبندی جدی کرد.

 ۲-از حضرت آیت الله خامنه ای عموماً به عنوان رهبر انقلاب اسلامی یاد میشود و این عنوان تنها هنگامی معنا دار است که از پیش قائل به نظریه انقلاب اسلامی مداوم باشیم و اصولا اعتقاد والتزام عملی به ولایت فقیه با اعتقاد به اینکه ولی فقیه رهبر انقلاب اسلامی است نیز سخت به هم گره خورده اند.

۳-می توان از به قدرت رسیدن افرادی که به نظریه انقلاب اسلامی مداوم اعتقادی ندارند (غیر انقلابی ونه لزوما ضد انقلابی )تحت عنوان عدم صلاحیت (عدم اعتقادوالتزام عملی به ولایت فقیه ) جلوگیری کرد .

+ نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 16:48 توسط بابک |

می خواهم نکته ای را در این جا مطرح کنم وآن اینکه امروز که ما ۲۹ سال پس از وقوع انقلاب اسلامی قرار داریم در وضعیتی قرار گرفته ایم که می بایست بین کسانی که به نظریه انقلاب اسلامی مداوم اعتقاد قلبی والتزام عملی دارند وکسانی که راه خود رااز مسیر انقلاب تغییر داده اند وچه بسا از گذشته خود اظهار پشیمانی میکنند تفاوت قایل شویم چرا که بر سر کار بودن کسانی که به نظریه مذکور اعتقادی ندارند در نهایت سبب استحاله انقلاب اسلامی یا همان تحقق اصلاحات امریکایی می شود وهمین نکته است که امروز نقشی تعیین کننده در سیاست امروز ایران ایفا میکند.....

ادامه دارد...

+ نوشته شده در شنبه 1386/11/27ساعت 12:38 توسط بابک |

تحلیلگرکیهان دو دلیل را برای حضور وسیع (یا به تعبیر خودش فله ای) اصلاح طلبان در

انتخابات مجلس برشمرد:

.....همه اخبار حكايت از آن دارد كه افراطيون مدعي اصلاحات نيز دريافته اند كه جز حضور در ميدان رقابت انتخاباتي، راهي ديگر فرا روي شان قرار ندارد و اعلام «قهر و ناز» و تهديد به عدم شركت در كورس رقابت، تنها يك «بلوف تبليغاتي آن هم با مشت خالي» است. اين بلوف تبليغاتي تندروهاي دوم خردادي دو مرحله عمده دارد: تندروها در گام اول اميدوارند كه از طريق فشار افكار عمومي بتوانند رخنه و روزنه اي هرچند محدود و كوچك را در اراده هيئت هاي اجرايي و نظارت ايجاد كنند تا شايد بخشي از ساختارشكنان توسط اين مراجع تاييد صلاحيت شوند، و از آنجا كه پيش بيني مي شود از اين حربه آنان نتيجه اي حاصل نشود، در گام بعدي اميدوارند كه بتوانند از رد صلاحيت هاي قانوني، يك «سناريوي مظلوم نمايي» بسازند تا بتوانند براي صحنه بي طرفدار اصلاحات، جذابيت كاذبي در لواي «مظلوميت» فراهم آورند. سناريويي كه از خرداد 76 تا بهمن 78 و در سه انتخابات پياپي موجبات پيروزي آنان را رقم زد، اما وقتي چنته خالي اصلاح طلبان افراطي در برابر ديدگان ملت عيان گرديد، از انتخابات شوراهاي دوم تاكنون جز نمره مردودي، نمره ديگري در كارنامه مدعيان اصلاحات ثبت نشده و پيش بيني مي شود كه سلاح كهنه «مظلوم نمايي» هم نتواند گره از كار فرو بسته آنان بگشايد.....

در بخشی از سرمقاله این روزنامه اصولگرا نیزچنین آمده است :

....اصلاح طلبان سعي دارند آشفته بازار سياهي را كه خود آن را ترسيم كرده اند به جامعه القا نمايند و با گل آلود كردن چشمه انتخابات و فضاي سياسي كشور، ماهي مقصود خويش را صيد كنند.

 آنان به بهانه رد صلاحيت ها، طرح ذهني خود را مبني بر «انقلاب مخملي

توسط اقتدار گراها»! تئوريزه مي كنند. اصلاح طلبان مي گويند «اقتدارگراها-

اصولگرايان- به جاي آوردن توپ و تانك به خيابان ها، مي كوشند با رد

صلاحيت رقباي خود، اجازه شركت در انتخابات را به آنان نداده و دست آنها را

از حكومت كوتاه كنند و مجلس فرمايشي ديگري ضعيف تر از مجلس هفتم

تشكيل دهند.»!

از سال 76 ده سال بيشتر نگذشته و حافظه تاريخي ملت بخوبي به ياد دارد كه وقتي اقتدارگرايان اصلاح طلب مسندهاي قدرت را به دست آوردند اقدام به تغييرات گسترده كردند و نه تنها وزير و مديركل- كه شايد حق طبيعي آنان باشد- حتي به يك دهدار در دورترين روستاي كشور هم ، اگر پيام دوم خرداد را درك نكرده بود! رحم نكردند.
اتفاقاً ورود افراد نفوذي و ناسالم به مجلس شوراي اسلامي و كساني كه به فرموده مقام معظم رهبري «در خدمت دشمن هستند و اعلام حمايت رئيس جمهور آمريكا مايه ننگ آنان است» براندازي مخملي و كودتاي نرم را تسهيل مي كند. طبعاً مردم آگاه و خردمند ايران رد صلاحيت عناصري را كه خود را عملاً بيرون از حاكميت قرار داده اند، نه تنها مي پذيرند بلكه بخاطر لزوم حفظ نظام و انقلاب از آن استقبال نيز مي كنند.
 نكته آخر اينكه اصلاح طلبان حتي در صورت تاييد صلاحيتشان هم قادر نبودند موفقيت چشمگيري كسب كنند و شمار قابل توجهي از كرسي هاي مجلس را به دست آورند.....

                                  برای دیدن متن اصلی مقالات اینجا را کلیک کنید

+ نوشته شده در شنبه 1386/11/06ساعت 22:1 توسط بابک |