تبليغاتX
سیاست عقلانی

امروز در سرمقاله کیهان تاکید ویژه ای بربوجود آمدن فضايي شده است كه ايران به خوبي مي تواند با اطمينان از اينكه طرف مقابل ابعاد قدرت آن را دريافته، ميز بازي را بچيندزیرا ( تلاش براي تضعيف شديد قدرت منطقه اي ايران -كه برنامه هسته اي فقط بخشي از آن است- به آن سادگي ها هم كه زماني -قبل از ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت- مي پنداشتند نيست و غرب در اين كار با محدوديت هاي بسيار شديدي روبروست؛ اهرم هايي هم كه در اختيار دارد يا به تدريج سوخته اند و يا اينكه ناكاآمدي آنها در تضعيف ايران به مقدار كافي در عمل نمايان شده است. مشكل مذاكره ايران-امريكا در تهران است. اين جمله كاندوليزا رايس متعلق به مدت ها قبل است كه مي گويد «مشكل اصلي الان اين است كه چرا ايران با ما حرف نمي زند».)و این مطلب را بدیهی دانسته است  كه تن دادن ايران به مذاكره با آمريكا نه فقط كمترين سودي براي ايران ندارد بلكه ورود به چنبره فريب شيطان بزرگ است  

                                                

همچنین دلیل اظهارات اوباما را که گفته بود:1- تنها مذاكراتي را با ايران انجام خواهد داد كه براي امريكا مفيد باشد. 2- طرف مذاكره اش لزوما محمود احمدي نژاد نخواهد بود. را اینگونه توضیح می دهد" مي توان 2 علت زير را براي اظهارات اخير اوباما از ميان همه آنچه در اين باره گفته شده رصد كرد:
1- تلطيف فضا درون امريكا و در برخي محافل خاص مهم ترين علت بوده است چون بعد از طرح ايده گفت و گو با ايران، اوباما از جانب محافل پرنفوذ راديكال مورد هجوم شديد قرار گرفت.
2- علت بعدي تلاش او براي به دست آوردن راي يهوديان بويژه استفاده انتخاباتي از نفوذ آيپك بوده است. جالب است توجه كنيم كه جان مك كين هم روز قبل از آن همين حرف ها را همان جا زده بود. "

سپس میگوید : "با اين وجود در اين باره اتفاق نظر وجود دارد كه اوباما نماينده سيستم است. او حرف جديدي نمي زند. اين سيستم امريكاست كه به اين نتيجه رسيده كه بايد با ايران مذاكره كند. در واقع مشكل مذاكره ايران و امريكا اساسا در واشنگتن نيست. آنها مدت هاست به اين نتيجه رسيده اند كه چاره اي جز مذاكره و تعامل با ايران ندارند."

متن کامل یادداشت روز کیهان را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه 1387/03/21ساعت 16:44 توسط بابک |

محمدرضا خاتمي و همسرش زهرا اشراقی اخیرا با مجله رویش مصاحبه ای کرده اند که روزنامه اصولگرای کیهان(۷/۳/۸۶) قسمتهایی از آن را نقل کرده[البته با علامت تعجب های بسیار] که در آن خاتمی امام خمینی را معصوم ندانسته و خواهان نقد ایشان شده همچنین خواهان تجدید نظر در مورد نحوه برخورد با بدحجابی شده است و انقلابی گری را افراطی گری خوانده است.(این مصاحبه نشانه دیگری است از صحت دیدگاه بنده در سلسله نوشتارهایی تحت عنوان تشکیل جبهه ناب انقلابی)

ماهنامه رويش كه از سوي يكي از مجريان مشهور صداوسيما منتشر مي شود در شماره اين ماه خود با محمدرضا خاتمي-دبيركل سابق حزب افراطي مشاركت-و همسرش زهرا اشراقي گفت وگو كرده است. در اين گفت وگو خاتمي به ضرورت انتقاد از مواضع امام راحل(ره)(!) اشاره كرد و اظهار داشت:
«وقتي مطالب امام(ره) را بررسي مي كنيم، چيزهايي به سود و چيزهايي هم به ضرر ما است.
متاسفانه ما امام(ره) را به يك شخصيت دست نيافتني تبديل كرديم كه حتي بحث در مورد ايده ها و افكارشان، امروز مجاز شمرده نمي شود. ممكن است چند سال ديگر خيلي دير شده باشد.
بحث نقادي امام(ره) بايد طرح شود تا ديدگاه هاي اصلي ايشان مشخص شود. ما كه امام(ره) را معصوم نمي دانيم. امكان دارد كه ايشان هم در دوره اي كمي و كاستي داشته باشند.
افكار امام(ره) از قبل از انقلاب تا بعد از انقلاب خيلي تغيير كرد

در ادامه اين گفت وگو زهرا اشراقي همسر محمدرضا خاتمي نيز ضمن ارائه تبييني بديع! از مفهوم «انقلاب» و «اعتدال» اظهار داشت: «به نظر من وقتي در ايران انقلاب شد. يعني همه ما تندرو هستيم. اصلاً انقلاب يعني تندروي، هركسي خودش را انقلابي بداند. تندروست و هركسي هم كه به تندروي، تغييرات و اصلاحات اعتقاد نداشته باشد به معني اعتدال است كه در كشور ما هيچ معنايي ندارد. اعتدال يعني سكوت محض و بي تفاوتي نسبت به همه چيز»(!)
زهرا اشراقي سپس به موضوع كانديداتوري احتمالي حجت الاسلام مهدي كروبي در انتخابات رياست جمهوري آتي به عنوان نماد مقابله با تندروي در جبهه اصلاحات اشاره كرده است.
«فكر نمي كنم آقاي كروبي راي بياورند. ببينيد يك سري افراد هستند كه راي نمي دهند كه به اصطلاح به آن ها راي هاي خاموش مي گوييم. آن ها منتظر انگيزه اي براي راي دادن هستند و آقاي كروبي آن انگيزه را ايجاد نمي كنند.»
در ادامه اين گفت وگو محمدرضا خاتمي به موضوع حجاب زنان در جامعه اسلامي پرداخته و با اعلام اين ادعاي عجيب كه زنان بدحجاب به دليل ابراز مخالفت با نظام جمهوري اسلامي از پوشش مناسب دوري مي كنند(!) مدعي شد:
« من نمي دانم بدحجابي و يا خوش حجابي به چه چيزي گفته مي شود. اما من اصولا پديده بدحجابي را يك پديده سياسي مي دانم نه اجتماعي. يعني كساني كه ما آن ها را بدحجاب مي ناميم به نوعي با اين كار اعتراض خودشان را نشان مي دهند.»(!)
زهرا اشراقي هم در چارچوب انديشه هاي همسرش تاكيد كرد:
«اين حجابي كه الان وجود دارد، نيست. وقتي مي گويند خانم ها بدحجاب، من نمي دانم حد بدحجابي كجاست.
حجابي كه در ادارات و خيابان مي بينيم حجابي نيست كه اسلام و دين گفته، بنابراين هيچ شاخصه اي وجود ندارد و اگر به كسي بگوييم بدحجابي را تعريف كن ، نمي تواند
زهرا اشراقي سپس نقل قول عجيبي را درخصوص حجاب به حضرت امام خميني(ره) منتسب نمود كه مطابق رويه معمول موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(ره) در برابر انتسابات اصلاح طلبان به امام راحل(ره)، موسسه مذكور تاكنون مشي سكوت را در مقابل آن برگزيده است! زهرا اشراقي ادعا كرد:
«حرفي كه آقا ]امام خميني(ره)[ به من زدند دقيقاً اين بود:
«همين اندازه كه حتي زن هاي شمال تهران پذيرفته اند يك روسري كوچك را روي سرشان بيندازند بايد خدا را شكر كنيم و خيلي هم ممنون هستيم، ما بيشتر از اين انتظار نداريم.»(!)

+ نوشته شده در سه شنبه 1387/03/07ساعت 23:39 توسط بابک |

اول آنکه بنده پنج جریان سیاسی را در ایران امروز (سال ۱۳۸۷ ) قابل اعتنا و در واقع اصلی میدانم ولی شاید دیگر دوستان در این مورد مناقشه داشته باشند و مواردی را قبول نداشته باشند یا مواردی را اضافه کنند (ایشان میتوانند در قسمت نظرات نظرمخالف بدهند)و آن ۵ جریان عبارتند از:۱-اصولگرایان- حامیان احمدی نژاد ۲-اصولگرایان- منتقدین احمدی نژاد ۳-اصلاح طلبان-ولایتمدارها(کروبی) ۴-اصلاح طلبان -یاران خاتمی۵- اعتدال گرایان-(هاشمی) ۶-جمهوریخواهان سکولار(جریان اکبر گنجی و امثالهم ) که از این بین امکان به قدرت رسیدن ۵ گروه اول وجود دارد ولی امکان عبور از صافی های نظام برای گروه ۶ تقریبا محال است.اصولگرایان که همواره جزو نيروهاي معتقد به ساختار طبقه بندي شده اند (انقلابیون ولایتمدار)و گروه سوم هم میخواهد با تابلوی اصلاح طلبی در واقع خود را ماهیتا اصولگرا نشان دهد. گروه چهارم که همان اصلاح طلبان پیشرو هستند که در مقاطعي اجازه ورود به درون نظام را يافتند كه با اصل نظام و مباني آن مسئله داشتند و از كنار هيچ فرصتي براي ساختارشكني بي تفاوت نمي گذشتند(ن.ک به تشکیل جبهه ناب انقلابی)که به نظر میرسد به خاطر سوابقشان دیگر اجازه ورود شان به صحنه انتخابات داده نشود.جریان ۵ (کارگزاران و اصولا تکنوکرات ها)هم تقریبا همیشه در کنار جریانات دیگر حضور داشته اند.حال سوال این است که از بین جریانات یاد شده کدام جریان آینده دار است و درمهمترین حرکت کدام یک فاتح انتخابات سال آینده ریاست جمهوری میشوند؟(من در آینده نظر خود را در این باره مفصل خواهم نوشت و اگر تمایل داشتید در نظر سنجی وبلاگ - ستون راست - شرکت کنید)

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/03/01ساعت 23:50 توسط بابک |