تبليغاتX
سیاست عقلانی

حسین شریعتمداری مدیرمسئول و نماینده ولی فقیه در روزنامه کیهان کاندیداهای حاضر(میر حسین) و سابق(خاتمی) اصلاح طلب را به نادیده گرفتن اصل ولایت فقیه در سخنرانیهایشان  متهم کرد . 

                                     

این هم متن کامل یادداشت (کیهان ۲۸اسفند):

يادتان که نرفته ؟! (نکته)

اگر چه نگارنده به جد بر این باور است و برای آن شواهد و قرائن غیر قابل تردیدی در دست است که آقای مهندس موسوی نیز مانند آقای سید محمد خاتمی، شانسی برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم ندارد و آقای خاتمی را هوشیارتر می داند که تصمیم گرفت با کناره گیری خویش، رکاب زدن بر این اسب بازنده را به آقای مهندس موسوی بسپارد! ولی صرفنظر از نتیجه انتخابات و بیرون از مباحث مربوط به رقابت های انتخاباتی، اشاره به نکته ای خطاب به این دو برادر، ضروری به نظر می رسد؛  نکته ای که اگر پای خیرخواهی در میان نبود، گفتن آن ضرورتی نداشت. و اما آن نکته، این است که انتخابات ریاست جمهوری در بستر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران صورت می پذیرد و نمی تواند حرکتی بیرون از این بستر قانونی و خارج از چار چوب باورهای پذیرفته شده آن باشد. بنابراین اگر در برنامه های اعلام شده نامزدها و شرح و تفسیری که هر یک  از آنان درباره بینش و منش خود ارائه می دهند، نشانه و   اثری از اصیل ترین اصل و بنیادی ترین ستون انقلاب و نظام اسلامی دیده نشود، باید به مردم خون داده و خون دل خورده این  مرز و بوم حق داد که نسبت به صلاحیت- منظور صلاحیت مورد نظر شورای نگهبان نیست- اینگونه نامزدها تردید جدی داشته باشند و در همان حال باید به دشمنان بیرونی اسلام و انقلاب نیز حق!! داد که دندان طمع تیز کنند و ریسک سرمایه گذاری در حمایت از آنها را بپذیرند!
آقایان موسوی و خاتمی در اظهارنظرها، تبیین و تشریح برنامه ها، میتینگ ها و مخصوصا در دو نامه اخیراً رد و بدل شده میان خود به گونه ای زبان گردانده و قلم رانده اند که انگار نه انگار در این کشور، باور، عقیده، قانون و بنیان مستحکم و  مرصوصی به نام ولایت فقیه نیز وجود دارد که قوام و دوام نظام اسلامی، حماسه آفرینی آن در جهان، پیروزی در جنگ تحمیلی، حفظ استقلال نظام، پنجه افکندن پیروز با قدرت های استکباری، و در یک کلمه هویت انقلاب و نظام در گرو آن است. ضمن آن که اصل بنیادین قانون اساسی نیز هست.
نگارنده بر این باور است و انشاءالله همین باور در عرصه عمل نیز برقرار است که آقایان موسوی و خاتمی - و نه تمامی یاران و اطرافیان ایشان که آنان را خوب می شناسیم-  در این ماجرا و غفلت از تأکید بر این اصل بنیادین اسلامی و قانونی تعمدی نداشته اند ولی آنچه تعجب آور است این که، خطا در یک موضوع و مسئله واحد، اگر یک بار، دو بار، سه بار و... باشد، می تواند «خطا» تلقی شود. و  اما تکرار پی درپی خطا، این احتمال را قوت می بخشد که مبادا خدای نخواسته «خط» باشد!
خب! از اینجا به بعد دیگر، روی سخن با آقایان خاتمی و موسوی نیست، بلکه یادآوری جایگاه و نقش حیاتی ولایت فقیه در شکل گیری، پیروزی و تداوم انقلاب و نظام اسلامی از زبان امام راحلمان(ره) است. این چند نکته فقط اندکی از بسیارهاست. بخوانید؛
«ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطایی بردارد. نظارت کند بر همه دستگاه ها... چرا اینقدر به دست و پا افتاده اید؟ و همه تان خودتان را پریشان می کنید؟ هرچه هم پریشان بشوید و هرچه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید»،  «اعتقاد به ولایت فقیه از خصوصیات لازم برای مقام ریاست جمهوری است»،  «می خواهند ولایت فقیه یک مسئله تشریفاتی باشد»، «ولایت فقیه، این قانون مترقی اسلام، خاری است در چشم دشمنان اسلام»، «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور آسیبی نرسد»، «ولایت فقیه، همان ولایت رسول الله(ص) است» و...
اکنون دوباره روی سخن با آقایان موسوی و خاتمی است و این که؛ برادران عزیز، شما به خوبی می دانید که دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها از حضور قانونی ولایت فقیه در ساختار نظام اسلامی و  رسوخ عمیق آن در باورهای دینی مردم نگرانند و بارها به قول حضرت امام(ره) از این زاویه سیلی خورده اند، بنابراین، اگر می خواهید در کانون طمع دشمنان تابلودار انقلاب و مردم قرار نگیرید- که حتما می خواهید- و چنانچه نمی خواهید از سوی ملت طرد شوید- که به یقین نمی خواهید- باید به هوش باشید. مخصوصاً آن که ممکن است خدای نخواسته، برخی تصور کنند، حضرات موسوی و خاتمی تاکید بر ولایت فقیه را برای جلب نظر بیرونی ها و کسب رأی دنباله های داخلی آنها، از گفتمان انتخاباتی خود حذف کرده اند!
آن روزها، برادر سپاهی  و عزیز م- و همکار امروزم در کیهان-  مهندس ابراهیم حاجی محمدزاده که به عنوان نماینده سپاه پاسداران در مجلس شورای اسلامی حضور می یافت، خطاب به برخی از کسانی که در مجلس اول حضور داشتند- و بعدها ماهیت وابسته آنان برملا شد- گفته بود؛ «اگر خدای ناکرده صد سال دیگر در ایران حکومتی بر سر کار آید که در آن ولایت فقیه حاکمیت نداشته باشد، خدمت به آن حکومت، خیانت به امام زمان(عج) است».
حسین شریعتمداری

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/12/28ساعت 1:28 توسط بابک |

علی رغم گفته های شخصیت ها و نشریات اصولگرا که اعلام کاندیداتوری میر حسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری را گواهی بر تشتت و پراکندگی و اختلاف در بین اصلاح طلبان قلمداد کردند و نیز گفته های عده ای از اصلاح طلبان درانتقاد از این حضور و تاکید بر ادامه حضور خاتمی در صحنه انتخابات و حتی غیر اخلاقی(؟!)  خواندن کار موسوی و اصولگرا خواندن وی توسط آنان٬بابک داد تحلیلگر اصلاح طلب طی مقاله ای از حضور موسوی دفاع کرده است که در ذیل بخش هایی از آن را آورده ام:( لینک مقاله را هم در انتها آورده ام )

"ميرحسين می تواند بخش عظيمی از مردم يعنی محرومين و طبقه متوسط را با «گفتمان اصلاح و تحول خواهی» همراه و آشنا کند و از سبد آرای اصولگرايان بيرون بياورد و «منها» کند. گفتمان عدالت محوری موسوی و حمايت جدی او از طبقه محرومين،«نسخه اصل» از شعارهای صرفا" تبليغاتی است که احمدی نژاد در اين سالها سر داده است.حالا رأی آن طبقه اجتماعی که کم هم نيست،بجای واريز اشتباهی به سبد اصولگرايان،به سمتی ميرود که بايد.زيرا بسياری از مردم بهترين «مصداق» حمايت از عدالت محوری و ساده زيستی را در ميرحسين می بينند نه احمدی نژاد،که تلاش دارد در اين زمينه ها خود را «نسخه مشابه» شهيد رجايی معرفی کند.حال يک نسخه اصل مقابل روی مردم است."

"ميرحسين موسوی می تواند تعبيرهای غيرمنطقی و بدبينانه و نادرست از «اصلاحگری و تحول خواهی و تغيير» را برای طبقات متدين جامعه «بازتعريف» کند و آنان را توجيه سازد.اين طبقه در اين سالها بدليل تبليغات مخالفان و عملکردهای تند برخی از اصلاح طلبان،از چيزی بنام «اصلاحات» ترسانده شده اند و آن را مترادف بی دينی و لااباليگری می شناسند. اينک متدينين می توانند با اطمينانی که به «نسخه اصلی» يک «انقلابی متدين و دين مدار» بنام ميرحسين موسوی دارند،تعبيرهای درست و منطقی تر از اصلاحگری و لزوم تحول و تغيير را «از زبان او» بشنوند.متدينين اطمينان خواهند يافت که «اصلاحگری و تحول خواهی» با حضور ميرحسين، دين و ايمان جامعه را تهديد نخواهد کرد و بخصوص با نوع مديريت قاطعانه مهندس موسوی،او قدرت کافی دارد تا از به انحراف کشيده شدن اصلاحگری توسط برخی افراد جلوگيری کند.اين نهايتا" به سود همه کسانی است که به «تحول» و اصلاح مثبت در جامعه ما می انديشند و ضرورتش را می دانند.از اين زاويه که بنگريم، موسوی ميتواند بخش پرتعدادی از بدنه اجتماعی ما را با نوع گفتمان مخصوص خود،با «تحول خواهی» همراه کند و به وقتش آن آراء را به سبد نامزد نهايی اصلاحگران «جمع» بزند.اين امر البته منوط به «حذف و تفريق تفکرات انحرافی» برخی از اصلاح طلبانی است که باعث بدبينی مردم به اصلاحات و حتی شخص آقای خاتمی شده اند.والا قرار نيست ميرحسين موسوی،توجيه گر «مغالطه های برخی اصلاح طلبان» باشد.او اعتماد مردم و متدينين به خويش را هزينه چنان چيزی نخواهد کرد."

"او به ميدان آمده تا با يک "مهندسی" بی نقص و با منطق رياضيات، کشور را از دست اصولگرايان به رهبری احمدی نژاد نجات دهد. مهندس موسوی "جادوی رياضيات سياسی" را به خوبی بلد است!"

"ترديد نکنيد نامزدی مهندس موسوی، «تمديد احمدی نژاد» را تقريبا" محال کرده است و اين کار بزرگ با «رياضيات» انجام می شود. "

"معتقدم همه كساني كه بدنبال «تحول مثبت» و «اصلاح امور جامعه» هستند،در هر صورتي، بايد از آمدن ميرحسين موسوي خوشنود باشند و طرفداران اين سه تن (ميرحسين،كروبي و خاتمي) به شدت بايد مراقبت كنند هيچ سخني نگويند كه موجب «خنثي كردن نيروي يكي از اين سه تن» شود.اينطور و با «اتفاق» ميتوان نتيجه مثبتي گرفت و كشور را از بحرانهاي فراواني كه درگيرش است نجات داد."

لینک اصل مقاله بابک داد

+ نوشته شده در جمعه 1387/12/23ساعت 23:46 توسط بابک |