طبق بیان صریح اصول ۵ و ۵۷و ... قانون اساسی قوای سه گانه تحت نظر و هدایت ولایت مطلقه امر و امامت امت یعنی رهبر جامع شرایطی که نایب امام زمان در دوران غیبت است فعالیت میکنند تا ولی فقیه "ضامن عدم انحراف سازمانهای مختلف از وظایف اصیل اسلامی خود باشد"(مقدمه قانون اساسی).عدم پذیرش اصل ولایت فقیه نیز با توجه به حاکم بودن این اصل بر دیگر اصول قانون اساسی مترادف با انکار قانون اساسی ج.ا.ا است.
یکی از وظایف ولی فقیه طبق قانون اساسی نیز حل معضلات و اختلافات حادث در نظام است و نظر ایشان نیز علی القاعده میبایست "فصل الخطاب" مسئولان و یکایک مردمی باشد که در جمهوری اسلامی ایران زندگی میکنند و البته در انتخابات اخیر ریاست جمهوری ۸۵ درصدشان با شرکت در انتخابات در واقع اصل نظام را تایید کردند.و اگر مواضع رهبری را فصل الخطاب ندانیم دراین صورت اصل قانون اساسی و ضرورت وجودی اصل ولایت فقیه را انکار کرده ایم و همچنین دیگر در کشور سنگ روی سنگ بند نمیشود.
در مورد نتایج انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن نیز که موضع رهبری صراحت داشته و دارد یعنی تایید نتیجه انتخابات (چراکه به گفته ایشان دلیلی بر وجود تقلب از سوی مدعیان این امر ارائه نشده ) و توصیه به قانونگرایی و حل مسائل از طریق قانونی و پرهیز از اردوکشی خیابانی و اغتشاش (که البته تفسیر و تفصیل آن را میتوانید در روزنامه کیهان مشاهده و دنبال کنید گر چه نمیتوان تمام محتوای کیهان را موضع رهبری دانست)دیگر گفته ایشان توجه دادن نخبگان حالا هرکسی میخواهد باشدبه آن چیزی است که میگویند و آن چیزی که نمیگویند آنچنان که ایشان میگویند :"هر كسى امروز جامعه را به سمت اغتشاش و ناامنى سوق بدهد، از نظر عامهى ملت ايران انسان منفورى است؛ هر كه ميخواهد باشد....او كه حرف گوش نميكند؛ خطاب ما به او نيست؛ خطاب ما به نخبگان است. آحاد ملت هم هوشيارند؛ نخبگان ما هوشيار باشند.نخبگان بدانند هر حرفى، هر اقدامى، هر تحليلى كه به آنها كمك بكند، اين حركت در مسير خلاف ملت است. همهى ما خيلى بايد مراقب باشيم؛ خيلى بايد مراقب باشيم: مراقب حرف زدن، مراقب موضعگيرى كردن، مراقب گفتنها، مراقب نگفتنها. يك چيزهائى را بايد گفت؛ اگر نگفتيم، به آن وظيفه عمل نكردهايم. يك چيزهائى را بايد بر زبان نياورد، بايد نگفت؛ اگر گفتيم، برخلاف وظيفه عمل كردهايم. نخبگان سر جلسه امتحانند؛ امتحان عظيمى است. در اين امتحان، مردود شدن، رفوزه شدن، فقط اين نيست كه ما يك سال عقب بيفتيم؛ سقوط است. اگر بخواهيم به اين معنا دچار نشويم، راهش اين است كه خرد را، كه انسان را به عبوديت دعوت ميكند، معيار و ملاك قرار بدهيم؛ شاخص قرار بدهيم."
مقام معظم رهبری به نخبگان سیاسی توصیه میکند که در اظهار نظر کردن :"نگاه كنيم ببينيم در بيان اين حرف اخلاص داريم يا نه؟ به فكر خدائيم يا نه؟ من دارم براى خاطر خدا، رضاى خدا حرف ميزنم يا براى خاطر جلب توجه شما دارم حرف ميزنم؟ براى خاطر خداست يا براى خاطر دل مستمع و غير مستمع است؟ معيارش اين است. به خودمان مراجعه كنيم؛ اقضى القضات نسبت به انسان، خودِ انسان است. خودمان را فريب ندهيم؛ بفهميم چه كار ميكنيم؛ بفهميم چه ميگوئيم؛ چه حركتى ميكنيم."
با توجه به سخنان دیروز رهبری و مروری بر سخنان رهبری در نماز جمعه تاریخی و پس از آن و با در نظر گرفتن اصل محوری قانون اساسی یعنی همان چیزی که اصلاح طلبان هم بر روی آن تاکید میکردند و مواضع اینان در مورد مسائل اخیر که در اکثر موارد مغایر با مواضع رهبری بوده و هست و اینکه اظهارات سران ایشان نیز با انتقاد جدی رهبری روبرو شده است ٬سوال این جاست که آیا اعتقاد اصلاح طلبان به اصل ولایت فقیه (که نتیجه منطقی آن تبعیت از مواضع و فرامین ولی فقیه است)به عنوان اصل محوری قانون اساسی صوری است و فقط برای تایید صلاحیت خود را ملتزم بدان معرفی میکنند؟ آیا اعتقاد آنان به ولایت فقیه تا زمانی است که در قدرت سهم دارند؟ در نهایت آنکه مرز بین اصلاح طلبان و مخالفین نظام ج.ا.ا کجاست ؟ این رفراندومی که اخیرا خاتمی و یارانش مطرح کرده اند٬موضوعش چیست و چه اهدافی را دنبال میکند؟ و ....
کیهان در شماره دیروز و امروز خود به انعکاس سخنان هاشمی در رسانه های بین المللی اشاره کرده که از جمله آن:
جروزالم پست در گزارش خود نوشت: رفسنجاني با بحراني قلمداد كردن اوضاع ايران خواستار برطرف شدن ترديدها درباره انتخابات اخير شده است.
روزنامه آمريكايي كريستين ساينس مانيتورنوشت: آمريكا كه در نظر ايرانيان «شيطان بزرگ» است در نمازجمعه تهران زياد مورد هدف قرار نگرفت. و در عوض معترضان شعارهاي خود را متوجه رقباي آمريكا (چين و روسيه) كردند.
ساينس مانيتور در ادامه اذعان مي كند كه چنين خصومتي احتمالا به اين علت است كه دو كشور روسيه و چين خيلي زودهنگام پيروزي احمدي نژاد را در انتخابات رياست جمهوري ايران تبريك گفتند.
شبكه تلويزيوني سي ان ان نيز از هاشمي رفسنجاني به عنوان يك «تغيير دهنده بازي» ياد كرد.اين شبكه در گزارش خود افزود: صحبت هاي تحريك كننده هاشمي در نمازجمعه باعث تظاهرات حاميان موسوي در تهران شد.
ديلي تلگراف با توجه به درخواست هاشمي براي آزادي زندانيان سياسي نوشت:«هاشمي اكنون به عنوان دشمن حاكميت كنوني ايران ظاهر شده است.»
روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز هم دراين باره گزارش داد: اظهارات هاشمي باعث قوت گرفتن مخالفان در ايران شد.
روزنامه کیهان علت استقبال از سخنان هاشمی را فتنه انگیزی دانست و در قسمت دیگری آورده است : اين خطبه به دل آمريكايي ها نشست ! ٬دیروز نیز حسین شریعتمداری در یادداشتی با انتقاد از خطبه های هاشمی نوشت:"آقاي هاشمي رفسنجاني اگرچه به عنوان يك سياستمدار هوشمند شناخته مي شوند ولي متاسفانه و با عرض پوزش در خطبه هاي ديروز نمازجمعه ايشان برخلاف انتظار، از اين ويژگي آقاي رفسنجاني نشانه چنداني ديده نمي شد! ايشان تقريباً هرجا سخن از انتخابات اخير بر زبان آوردند، همان ادعاهاي بي دليل و غيرمنطقي كساني را تكرار كردند كه هيچ نشانه، شاهد، قرينه و سندي براي اثبات آن ندارند....آقاي هاشمي مي فرمايند جمع زيادي از مردم، در مورد انتخابات ترديد دارند! ولي نمي فرمايند، چرا؟! و به چه دليل؟! قاطبه مردم اگر ترديدي داشته باشند درباره ريشه و پشت صحنه آشوبگران است....آيا جناب هاشمي متوجه نشدند كه چرا نمازگزاران تحليل و تفسيرهاي ايشان را با شعار «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند» پاسخ مي دادند؟! اين نكته عبرت انگيز است. نيست؟!"
همچنین دیروز کیهان از قول علیرضا نوری زاده که او را مستخدم سرويس جاسوسي رژيم صهيونيستي معرفی کرد ٬ نوشت :مزدور موساد نمره داد؛ موسوي عالي، هاشمي مشروط! و در ادامه از قول او آورده :واقعا براي خود من جايگاه و شخصيت آقاي موسوي پس از انتخابات خيلي بالا رفت. يعني آقاي موسوي نشان داد كه در دل حوادث و بحران هاست كه مردان بارز سياسي بروز و ظهور مي كنند(!)
وي همچنين گفت: مصلحت آقاي رفسنجاني اين است كه موضعي نزديك به اصلاح طلبان و موسوي بگيرد.
در جای دیگری کیهان از قول مسعود سفيري که وی را همكار نشريات زنجيره اي معرفی کرده اورده است که او به راديو زمانه گفت: اصلاح طلبان و امثال خاتمي و موسوي اميدوارند آقاي هاشمي تبديل به سنگري كه نياز دارند و در اختيار ندارند، بشود. جنبش وي از مرحله مذاكره و آشتي با نظام عبور كرده و اهل مذاكره نيست(!) در اين ميان آقاي هاشمي يك بازيگر سياسي است كه به شيوه خودش عمل مي كند.
...شنيده شده كه قرار است افرادي با ظاهر حزب اللهي زمينه تحريك و درگيري را فراهم آورند...نمازگزاران جمعه بايد توجه داشته باشند كه به هيچ وجه فريب اين ترفند را نخورند....جمعيت بايستي هويت ولايي و انقلابي خود را به صراحت ابراز كرده و بر آن تاكيد بورزد. بهترين راه كار براي اين منظور، سردادن شعارهاي قاطع و بلند با مضمون پيروي كامل از رهبر معظم انقلاب است شعارهايي نظير؛ «ما اهل كوفه نيستيم، علي تنها بماند»، «خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست»، «ما همه سرباز توئيم خامنه اي، گوش به فرمان توئيم خامنه اي» و....
خبرگزاري هاي خارجي، سايت هاي ضدانقلاب و شبكه هاي ماهواره اي فارسي زبان و برخي از سايت ها و روزنامه هاي مدعي اصلاحات در تفسيرها و تحليل هاي خود پيرامون نمازجمعه اين هفته تهران روي دو نكته تمركز ويژه اي داشته اند، فراخوان مجموعه مخالفان دولت و مخالفان نظام به حضور در نمازجمعه و توصيه به آنها براي سردادن شعارهايي عليه انتخابات و در صورت ممكن عليه نظام.برخي از رسانه هاي ياد شده با اشاره به حمايت آقاي هاشمي رفسنجاني از نامزد شكست خورده جبهه اصلاحات و ناكامي دشمن در آشوب هاي خياباني بعد از انتخابات، از نمازجمعه اين هفته تهران به عنوان يك «فرصت» براي ابراز وجود ياد كرده و هواداران را به حضور چشمگير و طرح شعارهاي ساختارشكن-بخوانيد شعارهاي ديكته شده محافل بيروني- دعوت كرده اند.
...برخي از اخبار و گزارش هاي موثق از تلاش گسترده اعضاي ستاد يكي از نامزدهاي اصلاحات در فراهم آوردن تسهيلات لازم!! براي اعزام افراد به نمازجمعه فرداي تهران حكايت مي كند و...
از آقاي هاشمي رفسنجاني كه نشان داده اند در تحليل مسائل سياسي ناتوان نيستند، انتظار آن بود كه عليه آشوبگران و غائله آفرينان با صراحت موضع گيري كرده و اقدامات غيرقانوني و فتنه انگيزانه آنان - كه ديگر ربطي به اين دولت و آن دولت نداشت - را محكوم كنند.... اكنون، اما انتظار مردم از جناب هاشمي رفسنجاني آن است كه به عنوان خطيبي توانا در نماز جمعه فردا، با سخنان خود از قلوب مردم گلايه زدايي و از اذهان آنان رفع ابهام كنند و طمع دشمنان درباره ايشان را كه به يقين خام است، ناكام بگذارند.
-----------------------------------
آنچه در بالا ملاحظه نمودید بخشهایی از یادداشت روز امروز کیهان به قلم حسین شریعتمداری است که برای دیدن متن کامل آن اینجا را کلیک کنید.این یادداشت و البته توجه اکثر رسانه ها اهمیت فوق العاده مفاد سخنان خطیب جمعه و جو حاکم بر نماز جمعه فردا را میرساند.
بارها این مطلب را با این مضمون کلی از اصلاح طلبان شنیده ایم که میگویند: "ما اصلاح طلبیم و نه خواهان براندازی چرا که در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی فعالیت میکنیم"و در جزییات مطلب هم میگویند ما به قانون اساسی و اصل ولایت فقیه و .... اعتقاد داریم .خوب با توجه به موضع گیری ها و عملکرد گروه های اصلاح طلب بعد از انتخابات ۲۲ خرداد که نتیجه انتخابات را نپذیرفتند و آن را متقلبانه خواندند و از سوی دیگر نهاد پیش بینی شده در قانون اساسی و دیگر قوانین یعنی شورای نگهبان را هم "مرجع صالح" به رسیدگی به اعتراضات ندانستند و همچنین دلایل محکمه پسندی نیز برای توجیه "ادعای تقلب بزرگ" ارائه نکردند و به قول رهبری به جای آن به خیابانها اردوکشی کردند که در حاشیه آن وقایع تلخی هم اتفاق افتاد تا در نهایت خواست خود را که ابطال انتخابات بود را با تحت فشار گذاشتن نظام به کرسی بنشانند و دولت آینده را هم که به عنوان دولت قانونی دهم قبول ندارند و از همه مهمتر بیانات رهبر جمهوری اسلامی ایران را نیز در راستای تبعیت از ولایت فقیه (رکن اصلی قانون اساسی) "فصل الخطاب " ندانستند و دعوت ایشان به قانونگرایی را بی پاسخ گذاشتند و از طرف دیگر آن رویه و روحیه استکبار ستیزی انقلابی امام خمینی و رهبر انقلاب را کنار گذاشته اند و به حمایت های خارجی نیز دل خوش کرده اند و به دنبال تشکیل یک جبهه سیاسی اپوزوسیون هستند و ....
حال آیا از منظر یک ناظر بیطرف ٬ اصلاح طلبان هنوز هم و در واقع از این به بعد هم در چهار چوب نظام فعالیت میکنند و یا خارج از چهار چوب آن و آیا میتوانند از این پس بازهم خود را وفادار به نظام و ارکان آن معرفی کنند و مهمتر آنکه آیا نیت واقعی شان اصلاح طلبی است یا .....؟؟! به نظر میرسد باید در عنوان اصلاح طلبی ٬تجدید نظر کنند و عنوانی نو برگزینند.شایسته آن است که در این باب بر روی پسوند مخملی نیز تامل کنند و مثلا بگویند ما "اصلاح طلب مخملی" هستیم (!) و لکن در چهارچوب نظام (؟!)![]()
والسلام
در کل این سخنان نکات بدیع و تاریخی وجود دارد که تا کنون رهبری نظام با این صراحت بیان نکرده بودند و این بیانات به گمان بنده اثر عمیقی بر روند تحولات ایران داشته و دارد٬ فلذا میبایست دوست و دشمن با تامل بیشتری به آن بپردازند چرا که تحلیل صحیح آن مسیر آنان را بیش از پیش روشن خواهد نمود که البته باعث دلگرمی وفاداران به نظام (قانون اساسی ونهادها و ساز و کارهای پیش بینی شده در آن) و رهبری آن (شخص آیت الله خامنه ای) و ناامیدی اپوزوسیون و پشت کنندگان به آن دو خواهد شد.باید اضافه کنم این نکاتی را که بنده برگزیده ام سلیقه ای بوده و شاید نکات دیگری موجود بوده باشد که بنده آنها را از قلم انداخته ام.دیگر آن که این نکات را با تفصیل بیشتری در ادامه مطلب آورده ام و مختصر تر در اینجا ٬این را هم تاکید میکنم که انچه اکنون ملاحظه میکنید مرور بیانات رهبری است نه تحلیل آن .
در سى سالگى انقلاب اين جور مردم بيايند نسبت به اين نظام و اين انقلاب و آن امام بزرگوار اظهار وفادارى كنند
دشمنان ملت ايران ميدانند كه وقتى اعتماد وجود نداشت، مشاركت ضعيف خواهد شد؛ وقتى مشاركت و حضور در صحنه ضعيف شد، مشروعيت نظام دچار تزلزل خواهد شد؛ آنها اين را ميخواهند؛ هدف دشمن اين است. ميخواهند اعتماد را بگيرند تا مشاركت را بگيرند، تا مشروعيت را از جمهورى اسلامى بگيرند. اين، ضررش بمراتب از آتش زدن بانك و سوزاندن اتوبوس بيشتر است. اين، آن چيزى است كه با هيچ خسارت ديگرى قابل مقايسه نيست. مردم بيايند در يك چنين حركت عظيمى اينجور مشتاقانه حضور پيدا كنند، بعد به مردم گفته بشود كه شما اشتباه كرديد به نظام اعتماد كرديد؛ نظام قابل اعتماد نبود. دشمن اين را ميخواهد.
اين رقابتها كاملاً رقابتهاى آزاد، جدى و شفاف بين نامزدهاى مختلف بود؛ همه ديدند
اين چهار نفرى كه وارد عرصهى اين انتخابات جدى شدند، همهشان جزو عناصر نظام و متعلق به نظام بودند و هستند. ....اين رقابت درون نظام تعريف شد؛ نه رقابت بين درون نظام و بيرون نظام، كه راديوى صهيونيستى و راديوى آمريكا و راديوى انگليسِ خبيث و ديگران هى ميخواهند اين را دامن بزنند. نخير، رقابتى بود در درون نظام و بين عناصر وابستهى به نظام؛
از يك طرف صريحترين اهانتها به رئيس جمهورِ قانونى كشور شد. حتى از دو سه ماه قبل از مناظرات هم اين سخنرانىها را براى من مىآوردند و من ميديدم يا گاهى مىشنيدم؛ تهمتهائى زدند، حرفهائى گفتند؛ به كى؟ به كسى كه رئيس جمهور قانونى كشور است، متكى به آراء مردم است. نسبتهاى خلاف دادند، رئيس جمهور مملكت را كه مورد اعتماد مردم است، به دروغگوئى متهم كردند! اينها خوب است؟ كارنامههاى جعلى براى دولت درست كردند، اينجا آنجا پخش كردند، كه ما كه در جريان امور هستيم، مىبينيم ميدانيم كه اينها خلاف واقع است؛ فحاشى كردند؛ رئيس جمهور را خرافاتى، رمال، از اين نسبتهاى خجالتآور دادند؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند.
اين از آن طرف. از اين طرف هم همين جور؛ از اين طرف هم شبيه همين كارها به نحو ديگرى انجام گرفت. كارنامهى درخشان سى سالهى انقلاب كمرنگ جلوه داده شد؛ اسم بعضى از اشخاص برده شد كه اينها شخصيتهاى اين نظامند؛ اينهاكسانى هستند كه عمرشان را در راه اين نظام صرف كردند. بنده در نماز جمعه هيچوقت رسمم نبوده است از افراد اسم بياورم؛ اما اينجا چون اسم آورده شده است، مجبورم اسم بياورم. به طور خاص از آقاى هاشمى رفسنجانى، از آقاى ناطق نورى من لازم است اسم بياورم و بايد بگويم. البته اين آقايان را كسى متهم به فساد مالى نكرده؛ حالا در مورد بستگان و كسان، هر كس هر ادعائى دارد، بايستى در مجارى قانونى خودش اثبات بشود و قبل از اثبات نميشود اينها را رسانهاى كرد. اگر چيزى اثبات بشود، فرقى بين آحاد جامعه نيست؛ اما اثبات نشده، نميشود اينها را مطرح كرد و قاطعاً ادعا كرد. وقتى اينجور حرفها مطرح ميشود، تلقىهاى نادرست در جامعه به وجود مىآيد، جوانها چيز ديگرى خيال ميكنند، چيز ديگرى ميفهمند.
آقاى هاشمى از اصلىترين افراد نهضت در دوران مبارزات بود؛ از مبارزين جدى و پيگيرِ قبل از انقلاب بود؛ بعد از پيروزى انقلاب از مؤثرترين شخصيتهاى جمهورى اسلامى در كنار امام بود؛ بعد از رحلت امام هم در كنار رهبرى تا امروز. اين مرد بارها تا مرز شهادت پيش رفته. قبل از انقلاب اموال خودش را صرف انقلاب ميكرد و به مبارزين ميداد. اينها را جوانها خوب است بدانند....من البته در موارد متعددى با آقاى هاشمى اختلافنظر داريم، كه طبيعى هم هست؛ ولى مردم نبايد دچار توهم بشوند، چيز ديگرى فكر كنند. البته بين ايشان و بين آقاى رئيس جمهور از همان انتخاب سال 84 تا امروز اختلافنظر بود، الان هم هست؛ هم در زمينهى مسائل خارجى اختلافنظر دارند، هم در زمينهى نحوهى اجراى عدالت اجتماعى اختلافنظر دارند، هم در برخى مسائل فرهنگى اختلافنظر دارند؛ و نظر آقاى رئيس جمهور به نظر بنده نزديكتر است
يك وقت اختلافِ بين دو رأى، صد هزار است، پانصد هزار است، يك ميليون است، حالا ممكن است آدم بگويد يك جورى تقلب كردند، جابه جا كردند؛ اما يازده ميليون را چه جور ميشود تقلب كرد
انتخابات براى اين است كه همهى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. بايد در صندوقهاى رأى معلوم بشود كه مردم چى ميخواهند، چى نميخواهند؛ نه در كف خيابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى كه رأى نياوردند، اردوكشى خيابانى بكنند، طرفدارانشان را بكشند به خيابان؛ بعد آنهائى كه رأى آوردهاند هم، در جواب آنها، اردوكشى كنند، بكشند به خيابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟
زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردمسالارى است.من از همه ميخواهم به اين روش خاتمه بدهند. اين روش، روش درستى نيست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئوليت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهدهى آنهاست.اين تصور هم غلط است كه بعضى خيال كنند با حركات خيابانى، يك اهرم فشارى عليه نظام درست ميكنند و مسئولين نظام را مجبور ميكنند، وادار ميكنند تا به عنوان مصلحت، زير بار تحميلات آنها بروند. نه، اين هم غلط است. اولاً تن دادن به مطالبات غير قانونى، زير فشار، خود اين، شروع ديكتاتورى است. اين اشتباه محاسبه است؛ اين محاسبهى غلطى است. عواقبى هم اگر پيدا كند، عواقبش مستقيماً متوجه فرماندهان پشت صحنه خواهد شد. اگر لازم باشد، مردم آنها را هم در نوبت خود و وقت خود خواهند شناخت.
انسان دلش خون ميشود از بعضى از اين قضايا؛ بروند توى كوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزباللهى را، نه آن شلوغكنها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون ميشود از اين حوادث. زورآزمائى خيابانى بعد از انتخابات كار درستى نيست، بلكه به چالش كشيدن اصل انتخابات و اصل مردمسالارى است.
اين كارى كه در داخل، ناشيانه از بعضى سر زد، اينها را به طمع انداخت، خيال كردند ايران هم گرجستان است (!) يك سرمايهدار صهيونيست آمريكائى چند سال قبل از اين، طبق ادعاى خودش كه در رسانهها و در بعضى از مطبوعات نقل شد، گفت من ده ميليون دلار خرج كردم، در گرجستان انقلاب مخملى راه انداختم؛ حكومتى را بردم، حكومتى را آوردم. احمقها خيال كردند جمهورى اسلامى، ايران و اين ملت عظيم هم مثل آنجاست. ايران را با كجا مقايسه ميكنيد؟! مشكل دشمنان ما اين است كه هنوز هم ملت ايران را نشناختند.
يك خطاب آخرى هم عرض كنم به مولامان و صاحبمان، حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه): اى سيد ما! اى مولاى ما! ما آنچه بايد بكنيم، انجام ميدهيم؛ آنچه بايد هم گفت، هم گفتيم و خواهيم گفت. من جان ناقابلى دارم، جسم ناقصى دارم، اندك آبروئى هم دارم كه اين را هم خود شما به ما داديد؛ همهى اينها را من كف دست گرفتم، در راه اين انقلاب و در راه اسلام فدا خواهم كرد؛ اينها هم نثار شما باشد. سيد ما، مولاى ما، دعا كن براى ما؛ صاحب ما توئى؛ صاحب اين كشور توئى؛ صاحب اين انقلاب توئى؛ پشتيبان ما شما هستيد؛ ما اين راه را ادامه خواهيم داد؛ با قدرت هم ادامه خواهيم داد؛ در اين راه ما را با دعاى خود، با حمايت خود، با توجه خود، پشتيبانى بفرما.
من در مسائل اخیر مربوط به انتخابات ریاست جمهوری،مُصرّ به اجرای قانون بوده و خواهم بود و نظام اسلامی و مردم نیز به هیچ قیمتی زیر بار زور نخواهند رفت نقطه مقابل قانونگرایی و انقیاد در مقابل قانون، دیکتاتوری است
سياست نظام جمهورى اسلامى، سياست روشنى است. رقابت در بين نامزدهاى رياست جمهورى به نگاه ما، به عقيدهى ما، يك رقابت درونخانوادگى است، گاهى به عصبانيت هم ميكشد. دو برادر هم ممكن است داخل خانواده در مقابل هم قرار بگيرند؛ به دشمن چه ربطى دارد؛ به بيگانه چه ربطى دارد. بيگانگانى كه در اين قضيه در سطوح مختلف سياسى و تبليغاتى وارد اين ميدان شدند، نيتشان ايجاد شقاق و اختلاف بود؛ ايجاد شكاف بود. بعضى از سران كشورهاى غربى در سطح رئيس جمهور و نخست وزير و وزير خارجه و مسئولان گوناگون، صريحاً در مسئلهى داخلى ملت ايران دخالت كردند. به شما چه؟ چرا در ماجرائى كه مربوط به ملت ايران است، دخالت ميكنيد؟ دخالت ميكنند، بعد هم ميگويند ما دخالت نميكنيم؛ پس دخالت معنايش چيست؟ تشويق اغتشاشگرى دخالت نيست؟مردم ايران را اغتشاشگر معرفى كردن، دخالت نيست؟ اهانت نيست؟
امروز بيشتر از همه چيز براى ما هوشيارى لازم است، شناخت دوست و دشمن لازم است. مبادا دوست را با دشمن اشتباه كنيد؛ مبادا دوست و دشمن را مخلوط كنيد؛ مبادا رفتارى كه با دشمن بايد داشت، با دوست انجام بدهيد. اين، خطاب به همهى جناحهاست.نظام اسلامى با اخلالگران در امنيت مردم طبعاً برخورد ميكند. اين، وظيفهى نظام است. نظام اسلامى اجازه نميدهد كه كسانى دستخوش فريب و توطئهى دشمن بشوند، زندگى مردم را خراب كنند، آسايش مردم را به هم بزنند، جوانهاى مردم را تهديد كنند. فرزندان اين كشور عزيزند؛ همه عزيزند. نظام اين اجازه را نخواهد داد؛ مبادا دشمن را با دوست اشتباه بكنيم. دوست را به خاطر يك خطا به جاى دشمن بگيريم و از آن طرف يك عدهاى هم دشمن خونى و معاند را دوست فرض كنند، به حرف او گوش كنند، توجه بدهند.
این کلمه مخملی را این روزها خیلی میشنویم آخرین مورد استعمالش هم " حزب مخملی" به ادعای حسین شریعتمداری در روزنامه کیهان است که خبر از تشکیل قریب الوقوع آن داده است.این حزب مخملی (؟!) را قرار است کاندیدای سبز جامه تشکیل دهد و دستور تشکیل آن هم ظاهرا از آن سوی آب(؟!) صادر شده است و اگر این حزب بدون مجوز تشکیل شود [به ادعای کیهان]در واقع چیزی نیست جز ادامه آتش افروزی های اخیر و تبديل توطئه شكست خورده اخير [ادعای تقلب بزرگ و ایجاد اغتشاشات] به «آتش زيرخاكستر» و حفظ آن به عنوان «يك دمل چركين و نيشتر نخورده» براي آتش افروزي و فتنه انگيزي در آينده که مرحله ديگري از پروژه كودتاي مخملي آمريكايي هاست.فلذا نام واقعي این حزب «ستون پنجم دشمن» خواهد بود، ترجمان ديگري از «آتش زير خاكستر فتنه» و چاره آن[بنا بر توصیه کیهان]، اين سخن حضرت امير عليه السلام كه چشم فتنه را بايد كور كرد.
دیگر آنکه حزبي كه آقاي موسوي در بيانيه اخير خود از تلاش براي تاسيس آن خبر داده است [حزب مخملی !] نمي تواند[بنا بر استدلال و تجویز کیهان] قانوني باشد [یعنی نباید مجوز بگیرد] زيرا اعضاي اصلي آن نظير ميرحسين موسوي و محمد خاتمي به ارتكاب جرايمي چون قتل انسان هاي بي گناه، برپايي آشوب و بلوا، اجير كردن اراذل و اوباش براي تعرض به جان و مال و ناموس مردم، همكاري آشكار با بيگانگان و ايفاي نقش ستون پنجم آمريكا در داخل كشورمتهم هستند.
برای آگاهی بیشتر : لینک سرمقاله کیهان شنبه 13 تير 1388
نظر دو تن از خوانندگان کیهان امروز نیز چنین است :
¤ از آقاي يزدي كه گفته بودند ديگر صلاحيت آقاي موسوي تاييد نمي شود تشكر مي كنم ولي آقاي موسوي بايد در يك دادگاه صالحه به كليه تخريبها و قتل و غارتهايي كه به بهانه حمايت از وي رخ داده پاسخ دهند.
آراسته
¤ چرا در حالي كه با آمريكا قطع رابطه نموده ايم، اين شهامت وجود ندارد كه با انگلستان قطع رابطه شود؟ مگر انگليس قدرتمندتر از آمريكاست؟ مردم انتظار دارند كه چنين اتفاقي بيافتد. از كيهان هم انتظار مي رود كه به اين مسئله بپردازد و بگويد كه ما هيچ نيازي به رابطه با انگلستان نداريم.
يك هموطن
روز سه شنبه در بخش اخبار ويژه روزنامه کيهان گزارشي انتقادي (يا همان "افشاگري")درباره اظهارات محسن مخملباف چاپ شده که خواندن آن خالي از لطف نيست:
يك فيلمساز همكار ستاد انتخاباتي موسوي تصريح كرد آشوب هاي خياباني به بهانه اعلام نتيجه انتخابات، براي سقوط نظام بوده است.
محسن مخملباف كه در اروپا به سر مي برد به دويچه وله آلمان گفت: احتمال وجود دارد كه آقاي موسوي يا كروبي از توقعات عقب بمانند. اين پيكار با حاكميت بود و آغاز پايان نظام و سقوط آن است(!)
وي پس از اين گنده گويي، درباره عقيم ماندن آشوب مذكور گفت: مشكل اصلي فقدان رهبري است. در خارج از كشور خوشبختانه همه متحد شده اند. كاش جريان هاي خارج و نيروهاي سياسي داخل متحد مي شدند. كاش آقاي موسوي مي توانست جريان را رهبري كند... من يك هفته وظيفه خبررساني از سوي ستاد آقاي موسوي را در خارج كشور برعهده گرفتم. البته سخنگوي رسمي نيستم بلكه در موقعيتي خاص وظيفه اي به من محول شد كه انجام دادم.
مخملباف كه چندي قبل تابعيت ايراني خود را رها كرده و به تابعيت فرانسه درآمده است طي روزهاي آشوب- به اصطلاح كودتاي مخملين!- از خارج كشور كار انتشار شايعات و اخبار جعلي براي دعوت به آشوب در پوشش ستاد موسوي را به طور فعال و از طريق رسانه هاي بيگانه برعهده داشت. وي همچنين از سوي برخي اعضاي پارلمان اروپا دعوت شد تا همراه چهره هايي چون شيرين عبادي عليه جمهوري اسلامي سخنراني كند. نامبرده از جمله كساني است كه طي سالهاي اخير به استخدام جريان ناتوي فرهنگي درآمده اند تا در پوشش هاي غيرسياسي (فرهنگي، سينمايي، دانشگاهي و...) جريان ضدانقلابي را سازماندهي كنند. مخملباف كه مورد عنايت ويژه برخي جشنواره هاي غربي قرار دارد چند روز پيش هم از همان خارج كشور در نامه اي خطاب به موسوي نوشته بود: رئيس جمهور موسوي، سكوت نكن، صبر نكن، به ما فرمان بده! مردم را به خانه نفرست! اجازه راهپيمايي نخواه! فرمان راهپيمايي و اعتصاب عمومي بده، فرمان مبارزه بده! نياز مشترك ما فرمان توست! از طرف مردم ايران[؟!]محسن مخملباف.
امروز نیز در بخش کیهان و خوانندگان دو نظر جلب توجه میکند که آن را هم در ذیل می آورم:
¤ جناب آقاي ميرحسين موسوي در تبليغات انتخابات رياست جمهوري خودش را يك فرد انقلابي معرفي كرد. از حوادثي كه ايشان بعد از انتخابات بوجود آورد معلوم شد كه منظورشان از انقلاب انقلاب مخملي بوده كه به دليل هوشياري سران نظام و ملت موفق به تحقق خواسته غيرقانوني و ساختارشكنانه از پيش طراحي شده نشد.
عرب
¤ هر وقت كه آقاي شريعتمداري در كيهان مقاله يا يادداشتي مي نويسد خدا شاهد است كه تا يك هفته شارژ هستيم. به ايشان بفرماييد قلمشان مايه دلگرمي دلسوزان نظام و انقلاب است. بيشتر بنويسيد.
دوربينيان جانباز 70 درصد از مشهد مقدس